تحلیل و بررسی «ساختارهای گفتمانمدار» در روایت ابوالفضل بیهقی از ماجرای «حسنک وزیر»
نویسندگان
1 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.22054/ltr.2018.9188چکیده
حکومت دورة غزنویان مهمترین پدیدهای است که بیهقی ازیک سو به عنوان دبیر درباری و از سوی دیگر در جایگاه منتقد و نویسندة توانا باآن روبهرو بود. نگارندگان باور دارند که تاریخ بیهقی متنی است که با ایجاد رمزهایی درلابهلای سخن، خواننده را به نوعی خودآگاهی عمیقتر رهنمون میشود و خواهان دریافت کلانتر او از متن است. بهرهگیری از ساختارهای خاص زبانی در گفتمان روایت که معنا را به ظرافت در زوایای عناصر محتوا و صورت پنهان میکند، راهی است که بیهقی بنا به هنر نویسندگی و خلاقیت ادبی خود برای نمود نگفتنیهای حقایق تاریخ معاصر خویش در پیش گرفتهاست. پسزمینهسازی و نامدهی، پیوستهنمایی وگسستهنمایی، ارزشگذاری، بازنمایی در قالب کنش «نشانهای نقلقولی»، فعالسازی و غیرفعالسازی، بازنمایی «واکنش کارگزاران» در کلّ پیکرة متنی با یک ساختار نمایشی و... از جمله مؤلفههای گفتمانمداری است که در روایت بیهقی از داستان حسنک، دلالت بر نوعی گفتمان پوشیدهگویی در بیان حقیقت تاریخ غزنویان دارد.