اساسی شدن حقوق به مثابه بدیل مشروطه گرایی در دوران جهانی شدن
نویسندگان
1 استادیار گروه حقوق دانشکده علوم اداری و اقتصاد دانشگاه اصفهان
2 دانشیار دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی تهران
3 دانشجوی دکتری دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، گروه حقوق، اصفهان، ایران
doi
10.22099/jls.2017.3983چکیده
چکیده چند سالی است که در گفتمان حقوقی کشور، اصطلاح اساسی سازی حقوق رواج یافته است. حقوقدانان در خصوص معنای این اصطلاح اختلافنظر دارند. اختلافی که میتواند ریشه در تفاوت فرایند اساسی سازی در نظامهای حقوقی گوناگون داشته باشد. اساسی سازی، اصول و ارزشهای مشروطهگرایی و قواعد بنیادین را به شکل عینی و با ضمانت اجرای حقوقی وارد هرم قواعد حقوقی میکند. در سطح داخلی اساسی سازی حقوق، از طریق فرایندی برنامهریزیشده و غیر اتفاقی پیش میرود و عموماً بر تصمیمات و دستورات نهادهای ویژه پاسدار قانون اساسی یا آرای دادگاههای عادی متکی است. در سطح فرا ملی، به موازات ایجاد حکمرانی جهانی، اساسی شدن به صورتِ فرایندی غیر برنامهریزیشده و خود به خودی در حال پیشروی است؛ در این سطح اساسی شدنِ حقوق ریشه در حل مسائل روزمرهِ اداره امور، توسط کنشگران اقتصادی، سیاسی و ... دارد.