تأملی بر مفهوم حق رأی با رویکرد ارتقای مبانی نظری حق انتخاب شدن اعضای شوراهای اسلامی شهر و روستا در پرتو قانون اساسی
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه تبریز
2 دانشجوی دکتری حقوق عمومی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز
doi
10.22034/law.2023.40448.3046چکیده
حق رأی پاسداشت حقوق ملت در ادارۀ امور و صیانت از حق حاکمیت مردمسالاری است و قانون اساسی آن را با عنوان حق مشارکت عامۀ مردم در تعیین سرنوشت خویش بهرسمیت شناخته است. هر شهروندی حق دارد خود را بهمنظور انتخاب شدن در شوراهای اسلامی نامزد کند و دیگران هم میتوانند به او رأی دهند. قانونگذار میتواند در اجرای حاکمیت قانون، شرایط داوطلبان شوراهای اسلامی را با رعایت حقوق افراد تعیین کند، ولی اینگونه شرایط نمیتواند برخلاف قانون اساسی باشد. نظارت بر شرایط داوطلبی بهعهدۀ نمایندگان مجلس شورای اسلامی است و کسی را نمیتوان بدون مستند قانونی و دلیل معتبر از حق انتخاب شدن محروم کرد. با اینکه احراز جنبههای رفتاری نامزدی با شرایط کیفی ایجابی مادۀ 30 قانون انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا در مراحل رسیدگی بر صلاحیت داوطلبان، موجب بحث در انتخابات و مسائلی در خصوص حق انتخاب شدن شهروندان میشود، پرسش این است که مفهوم حق رأی و مبانی حق انتخاب شدن در نظام حقوقی انتخابات شوراها چیست و از چه قابلیت قانونی برخوردار است؟ نگارندگان این پژوهش با تمرکز بر ظرفیتهای قانون اساسی، مفهوم حق رأی را با رویکرد تقویت مبانی نظریِ حق انتخاب شدن اعضای شوراها به روش توصیفی- تحلیلی مورد مطالعه و بررسی قرار دادهاند. یافتهها نشان میدهد، اگر معیارها و شاخصهای شرایط داوطلبی و آیین رسیدگیِ تخصصی مطابق با حقوق ملت، تفوق اصول قانون اساسی و راهکار سیاستهای کلی انتخابات انجام پذیرد، میتواند به تقویت اعمال حاکمیت مردم بر تعیین سرنوشت خویش، رفع ابهام از حق انتخابپذیری شهروندان و توسعۀ مشارکت عمومی در امور محلی منجر گردد.