تأثیر افشای مسئولیت اجتماعی اختیاری بر هزینه سرمایه با نقش تعدیلگری بیشاعتمادی مدیرعامل در شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران
نویسندگان
1 دانشیار، گروه حسابداری، دانشکدۀ اقتصاد، مدیریت و حسابداری، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
2 استادیار، گروه حسابداری، دانشکدۀ اقتصاد، مدیریت و حسابداری، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
3 استادیار، گروه حسابداری، دانشکدۀ اقتصاد، مدیریت و حسابداری، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
4 کارشناس ارشد مدیریت کسبوکار، دانشکدۀ اقتصاد، مدیریت و حسابداری، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
doi
10.30466/jfcs.2025.55411.1007چکیده
هدف: مدیران عامل با اعتمادبهنفس بیشازحد معمولاً تواناییهای خود را بیش از حد واقعی ارزیابی میکنند، تصمیمات پرریسکتری اتخاذ مینمایند و منابع مالی شرکت را به سمت پروژههای سودآور و کوتاهمدت هدایت میکنند. این رفتار میتواند باعث کاهش تمایل آنان به سرمایهگذاری در فعالیتهای مسئولیت اجتماعی شرکتی (CSR) شود که ماهیت بلندمدت و غیرمالی دارند. از سوی دیگر، مسئولیت اجتماعی شرکتی و افشای داوطلبانه آن میتواند با بهبود تصویر شرکت، افزایش اعتماد سرمایهگذاران، و کاهش عدمتقارن اطلاعاتی منجر به کاهش هزینه سرمایه گردد. در چنین شرایطی، بیشاعتمادی مدیرعامل ممکن است در این رابطه نقش دوگانهای ایفا کند. بر همین اساس، هدف این پژوهش بررسی تأثیر افشای مسئولیت اجتماعی اختیاری شرکتی بر هزینه سرمایه و تحلیل نقش تعدیلگر بیشاعتمادی مدیرعامل در شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران است.روش: پژوهش حاضر ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر روش، توصیفی–همبستگی است. جامعه آماری شامل شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۲ بوده و پس از اعمال معیارهای غربالگری، ۱۳۵ شرکت (معادل ۱۰۸۰ شرکت–سال) انتخاب شد. دادهها از صورتهای مالی حسابرسیشده و گزارشهای تفسیری مدیریت استخراج شد. افشای مسئولیت اجتماعی با استفاده از چارچوب KLD در چهار بعد روابط کارکنان، جامعه، محصول و محیطزیست سنجیده شد و بر اساس میزان اختیاری یا غیراختیاری بودن فعالیتها به دو بخش تفکیک گردید. بیشاعتمادی مدیرعامل با شاخص سرمایهگذاری بیش از حد بر مبنای مدل رشد داراییها نسبت به رشد فروش اندازهگیری شد. هزینه سرمایه نیز بر اساس میانگین موزون هزینه بدهی و حقوق صاحبان سهام محاسبه گردید. دادهها با بهرهگیری از مدل رگرسیون دادههای ترکیبی و با کنترل اثر صنعت و سال تحلیل شدند.یافتهها: نتایج تحلیلها نشان داد که افشای مسئولیت اجتماعی شرکتی رابطه منفی و معناداری با هزینه سرمایه دارد؛ بهطوریکه افزایش سطح افشای مسئولیت اجتماعی، موجب کاهش هزینه تأمین مالی شرکتها میشود. تفکیک مسئولیت اجتماعی به دو نوع اختیاری و غیراختیاری نیز بیانگر آن بود که هر دو نوع افشا باعث کاهش هزینه سرمایه میشوند، اما اثر افشای اختیاری قویتر و از لحاظ آماری معنادارتر است. افزون بر این، نقش تعدیلگر بیشاعتمادی مدیرعامل تأیید شد؛ به این معنا که بیشاعتمادی مدیرعامل اثر منفی افشای اختیاری مسئولیت اجتماعی بر هزینه سرمایه را تقویت میکند. در مقابل، این ویژگی رفتاری در رابطه میان افشای غیراختیاری و هزینه سرمایه تأثیر معناداری ندارد. این یافته نشان میدهد که ویژگیهای شخصیتی مدیرعامل میتوانند اثربخشی افشاهای داوطلبانه را در بهبود شرایط تأمین مالی شرکتها افزایش دهند.نتیجهگیری: بر اساس نتایج، شرکتهایی که در زمینه مسئولیت اجتماعی عملکرد شفافتر و داوطلبانهتری دارند، از هزینه سرمایه پایینتری برخوردارند؛ زیرا افشای گستردهتر CSR، عدمتقارن اطلاعاتی را کاهش داده و اعتماد سرمایهگذاران را تقویت میکند. این امر سبب میشود سرمایهگذاران نرخ بازده مورد انتظار خود را کاهش دهند و هزینه تأمین مالی شرکت کمتر شود. همچنین، بیشاعتمادی مدیرعامل در این رابطه نقش مهمی دارد. این ویژگی رفتاری، هرچند ممکن است منجر به تصمیمات پرریسک شود، اما در حضور افشای داوطلبانه و مؤثر CSR میتواند پیام مثبتی از اعتماد مدیریت به توانایی و پایداری شرکت به بازار منتقل کند و بهصورت غیرمستقیم هزینه سرمایه را کاهش دهد.نوآوری: نوآوری اصلی پژوهش در تمرکز بر ویژگیهای رفتاری مدیران عامل، بهویژه بیشاعتمادی، بهعنوان عامل توضیحدهنده تفاوت در اثرگذاری افشای اختیاری مسئولیت اجتماعی بر هزینه سرمایه است. این مطالعه با ترکیب دو حوزه مالی رفتاری و افشای غیرمالی، دیدگاهی جدید نسبت به چگونگی تأثیر رفتار مدیران بر تصمیمات تأمین مالی ارائه میدهد. از منظر کاربردی، یافتهها بیانگر آن است که شرکتها باید سیاستهای افشای داوطلبانه مسئولیت اجتماعی را در دستور کار قرار دهند و گزارشهای CSR خود را بهصورت شفاف، منظم و با تأکید بر جنبههای اجتماعی و محیطزیستی تدوین کنند. همچنین، نهادهای ناظر و سرمایهگذاران نهادی میتوانند از شاخصهای رفتاری مدیران، نظیر بیشاعتمادی، در ارزیابی اعتبار افشاهای شرکتی و پیشبینی هزینه سرمایه بهره گیرند. این پژوهش میتواند مبنایی برای تحقیقات آتی در زمینه ترکیب ویژگیهای شخصیتی مدیران و سازوکارهای افشای اطلاعات غیرمالی در بازارهای نوظهور باشد.