تأثیر تخصص حسابرس در صنعت و وابستگی اقتصادی حسابرس به صاحبکار بر عملکرد پایداری شرکت: نقش قدرت رئیس کمیته حسابرسی

نویسندگان

1 استادیار، گروه حسابداری، واحد ورزقان، دانشگاه آزاد اسلامی، ورزقان، ایران.

2 کارشناسی ارشد، گروه حسابداری، موسسه آموزش عالی سراج، تبریز، ایران.

3 کارشناسی ارشد، گروه حسابداری، موسسه آموزش عالی سراج، تبریز، ایران.

4 دانشیار گروه حسابداری، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران

doi
10.30466/jfcs.2025.56578.1035
چکیده

هدف: عملکرد پایدار شرکت‌ها در خلق ارزش بلندمدت برای ذی‌نفعان مستلزم گزارشگری شفاف و قابل‌اعتماد است که بتواند مبنای تصمیم‌گیری آگاهانه و اعتماد عمومی را فراهم آورد. در این راستا، حسابرسی با تخصص در صنعت، نقش کلیدی در ارتقای کیفیت گزارش‌ها ایفا می‌کند و با تحلیل دقیق و جامع، اطمینان از صحت اطلاعات مالی را تضمین می‌سازد. همچنین، میزان اتکای اقتصادی به صاحبکار و ساختار و رهبری کمیته حسابرسی، به عنوان عوامل تعیین‌کننده، تأثیر بسزایی بر استقلال و اثرگذاری فرایند حسابرسی دارند. این ترکیب نهادی و تخصصی، پایه‌ای قوی برای تحقق اهداف پایداری و ارزش‌آفرینی بلندمدت ایجاد می‌کند. بنابراین، هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی تأثیر تخصص حسابرس در صنعت و وابستگی اقتصادی حسابرس به صاحبکار بر عملکرد پایداری شرکت‌ها با در نظر گرفتن نقش تعدیلی قدرت رئیس کمیته حسابرسی است.روش: پژوهش حاضر با توجه به هدف، در دسته مطالعات کاربردی قرار دارد. از نظر روش‌شناخت، این مطالعه رویکردی توصیفی-همبستگی داشته و از لحاظ ماهیت در گروه مطالعات علّی-پس‌رویدادی طبقه‌بندی می‌شود. داده‌های گردآوری‌شده کمی بوده و از طریق گزارش‌های حسابرسی شرکت‌ها، صورت‌های مالی، مستندات مرتبط و یادداشت‌های توضیحی موجود در سامانه کدال و نرم‌افزار ره‌آورد نوین استخراج شده‌اند. جامعه آماری شامل 151 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال‌های 1396 تا 1402 است که در مجموع 1057 مشاهده را در بر می‌گیرد. برای تحلیل داده‌ها و آزمون فرضیه‌ها، از روش رگرسیون چندگانه مبتنی بر داده‌های ترکیبی استفاده شده است.یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که تخصص حسابرس در صنعت تأثیر مثبت و معناداری بر عملکرد پایداری شرکت دارد؛ به‌گونه‌ای که دانش عمیق و تجربه تخصصی حسابرس در حوزه فعالیت شرکت، زمینه‌ساز ارتقای شاخص‌های زیست‌محیطی، اجتماعی و حاکمیتی می‌شود و بهبود کیفیت گزارش‌دهی و تصمیم‌گیری را تسهیل می‌کند. در مقابل، وابستگی اقتصادی حسابرس به صاحبکار تأثیر معناداری بر عملکرد پایداری شرکت نشان نداده است. علاوه بر این، قدرت رئیس کمیته حسابرسی نقش تقویت‌کننده و معناداری در رابطه میان تخصص حسابرس در صنعت و عملکرد پایداری شرکت ایفا می‌کند، در حالی که چنین تأثیری در رابطه وابستگی اقتصادی حسابرس به صاحبکار مشاهده نشده است، که اهمیت استقلال و تخصص حسابرس را برجسته می‌سازد.نتیجه‌گیری: تخصص حسابرس در صنعت نقش بسیار مؤثری در ارتقای عملکرد پایداری شرکت‌ها ایفا می‌کند، زیرا دانش تخصصی و تجربه عملی حسابرس موجب بهبود کیفیت گزارشگری مالی و افزایش شفافیت اطلاعات می‌شود. این امر امکان اتخاذ تصمیم‌گیری‌های بلندمدت، مسئولانه و متکی بر داده‌های دقیق را فراهم ساخته و شرکت‌ها را در دستیابی به توازن میان ابعاد اقتصادی، زیست‌محیطی و اجتماعی یاری می‌دهد. با این حال، شواهد نشان می‌دهد که وابستگی اقتصادی حسابرس به صاحبکار تأثیر قابل‌توجهی بر عملکرد پایداری ندارد و بیانگر وجود عوامل پیچیده و چندلایه در فرایند حسابرسی است. همچنین، قدرت رئیس کمیته حسابرسی نقش حمایتی اساسی در بهره‌گیری مؤثر از تخصص حسابرس برای تقویت عملکرد پایداری ایفا می‌کند که اهمیت ساختار حاکمیتی و رهبری قوی را در این مسیر نمایان می‌سازد.نوآوری: با وجود مطالعات گسترده در زمینه حسابرسی و حاکمیت شرکتی، هنوز خلأ قابل‌توجهی در پژوهش‌هایی مشاهده می‌شود که به‌صورت هم‌زمان تأثیر تخصص حسابرس در صنعت و وابستگی اقتصادی او به صاحبکار را بر عملکرد پایداری شرکت‌ها بررسی کنند. در بیشتر تحقیقات پیشین، این متغیرها به‌طور مجزا تحلیل شده و از تعامل میان آن‌ها غفلت شده است. افزون بر این، نقش سازوکارهای حاکمیتی تعدیلگر، به‌ویژه قدرت رئیس کمیته حسابرسی، به‌عنوان عاملی تأثیرگذار در روابط یادشده کمتر مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر با اتخاذ رویکردی نوآورانه، به تلفیق سه مؤلفه کلیدی یعنی تخصص حسابرس در صنعت، وابستگی اقتصادی حسابرس به صاحبکار و قدرت رئیس کمیته حسابرسی می‌پردازد تا اثر ترکیبی و هم‌افزای آن‌ها را بر عملکرد پایداری شرکت‌ها تحلیل کند. اهمیت این رویکرد در آن است که بررسی هم‌زمان این عوامل می‌تواند به درک عمیق‌تر و جامع‌تری از سازوکارهای مؤثر بر پایداری شرکت‌ها منجر شود و تصویری واقعی‌تر از پویایی‌های حاکمیتی ارائه دهد.