«همشناسی فرهنگی» به‌مثابه الگوی ارتباطات میان‌فرهنگی در قرآن؛ رویکردی تطبیقی

نویسندگان

1 استادیار دانشکده فرهنگ، علوم اجتماعی رفتاری دانشگاه باقرالعلوم (ع) s.ghamami@gmail.com

2 استادیار دانشکده فرهنگ، علوم اجتماعی رفتاری دانشگاه باقرالعلوم (ع) (نویسندۀ مسئول) islamitanha@yahoo.com

doi
10.22083/jccs.2021.184556.2796
چکیده

اندیشۀ «میان‌فرهنگی» پاسخی به بحران «خودمحوری» در جهان معاصر است که در قالب «غرب‌گرایی»، «نژادپرستی» و «تکفیر» پدیدار شده است. سؤال اصلی این پژوهش آن است که تفکر اسلامی چه مسیری را در مواجهه با «دیگری» پیشنهاد می­کند که به دیگرستیزی یا دیگرپرستی نمی­انجامد. در این مقاله، الگوی قرآنی ارتباطات میان­فرهنگی با طرح سؤالات پنج‌گانه (چرایی، کیستی، کجایی، چیستی و چگونگی)، با روش «قرآن به قرآن» و در خلال رویکردی تطبیقی، «استنطاق» شده است. برای مطالعۀ تطبیقی، اندیشه­های میان­فرهنگی اندیشمندانی همچون مید و گادیکانست در حوزۀ معرفتیِ انگلیسی؛ اشتروس و کاربو در حوزۀ معرفتیِ فرانسوی؛ و اندیشه­های هابرماس و ویمر در حوزۀ معرفتی آلمانی تحت عنوان «تطابق»، «تعاون» و «تحاور» (همسازی، همکاری، هم‌گویی) بررسی شده است. در مقابل، الگوی مفهومی ارتباطات میان­فرهنگی در قرآن با بررسی آیات مرتبط با مضمون «تفاوت» و «اختلاف» در میان انسان‌ها و با محوریت آیۀ 13 سورۀ حجرات بیان شده است. ساختار این آیه رابطۀ «تفاوت» و «تقوا» را با سازوکار «تعارف» به معنای «هم‌شناسی» و «تبادل معروف» تبیین می­کند. دکترین ارتباطات میان‌فرهنگی در اسلام تعارف را جایگزین تفاخر، تحقیر و تکفیر می­کند و این تعارف بر آیات 17و 18 زمر بر «استماع» و گشودگی در برابر دیگری ـ در عین «اجتناب» از طاغوت ـ استوار است. در ادامه، مؤلفه­ها و فرایند این الگوی قدسی تحت عنوان «هم‌شناسی فرهنگی» مورد تحلیل قرار گرفته و تمایز آن با سه الگوی دیگر روشن شده است.