بررسی تحلیل عناصر ساختواژی کلمات مرکب فعلی بر مبنای نظریه صرف مبتنی بر واژه قاموسی

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه حضرت معصومه(س)

doi
چکیده

اصولاً هر زبانی برای بیان مفاهیم جدید از امکانات و فرایندهای متعددی استفاده می‌کند تا برای آن مفاهیم، صورت‌های لفظی وضع نماید. این فرایندها شامل مواردی نظیر ترکیب، اشتقاق، تصریف، ابداع و غیره است. فرایند ترکیب، کلمات/ ستاک‌های مرکّب را خلق می‌کند و فرایند‌های اشتقاقی و تصریفی از طریق وندافزایی بر کلمات/ ستاکهای از پیش موجود و یا بالقوه به زایش کلمات جدید می‌پردازند. این ستاک‌ها می‌توانند بسیط و یا مرکب باشند. مسئل? اصلی این نوشتار، تحلیل کلمات مرکّب فعلی در چهارچوب نظری? صرف مبتنی بر واژ? قاموسی است که از سوی مارک آرونف در سال 1994 معرفی گردیده است. در تحلیل این کلمات، وجود یک ستاک فعلی مرکّب مقیّد فرض می‌شود که در اثر فرایند ترکیبِ دو ستاک واژگانی حاصل ‌شده است. سپس فرایندهای واژه‌سازی (اشتقاق، تصریف) بر این ستاک مرکّب اعمال می‌گردد. بنابراین اثبات وجود این نوع ستاک، امری ضروری است، بدین علت که پای? بسیاری از فرایندهای واژه‌سازی است و بدون فرض آن برخی از فرایندهای زایای واژه‌سازی صورت نمی‌گیرد.