ارائه الگویی برای راهبری شرکتی بازدارنده سبزشوئی شرکت‌ها بر اساس نظریه پاردایم نوین حکمرانی سبز

نویسندگان

1 دانشیار،گروه حسابداری، واحد بناب، دانشگاه آزاد اسلامی، بناب، ایران

2 استادیار، گروه حسابداری، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران

3 دانشجوی دکتری، گروه حسابداری، واحدتبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران

4 استادیار، گروه حسابداری، واحد صوفیان، دانشگاه آزاد اسلامی، صوفیان، ایران

doi
10.30466/jfcs.2026.56798.1040
چکیده

هدف: سبزشویی، آینه‌ای است که شکاف عمیق میان ادعاهای فریبنده و عملکرد واقعی سازمان‌ها را عریان می‌سازد. در این میان، راهبری شرکتی متعالی، همچون ستاره‌ای راهنما ظاهر می‌شود؛ نه صرفاً به عنوان چارچوبی نظارتی، بلکه به مثابه فلسفه‌ای وجودی که نفس‌های سازمان را با اخلاق زیست‌محیطی هماهنگ می‌سازد. در این راستا، پژوهش حاضر به ارائه مدلی بنیادی برای راهبری شرکتی بازدارنده سبزشویی شرکت‌ها می‌پردازد.روش: این مطالعه از نظر روش‌شناسی، اکتشافی و کیفی قلمداد می‌شود. به دلیل فقدان چارچوب منسجم در خصوص راهبری شرکتی بازدارنده سبزشویی شرکت‌ها، از رویکرد نظریه داده‌بنیاد با کمک مصاحبه‌های عمیق با خبرگان در سال ۱۴۰۴ استفاده شد. سپس با بهره‌گیری از تحلیل دلفی، پایایی ابعاد شناسایی‌شده مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل ۱۴ نفر از خبرگان دانشگاهی و اساتید حسابداری صاحب‌نظر و دارای تجربه حرفه‌ای در حوزه حسابداری و گزارشگری مالی، همچنین اعضای هیئت تدوین استانداردهای پایداری و تدوین‌کنندگان راهبری شرکتی شرکت‌ها می‌باشند که بر اساس روش نمونه‌گیری هدفمند با رویکرد گلوله‌برفی انتخاب شدند.یافته‌ها: نتایج پژوهش حاضر، سه مقوله محوری (سازه‌های حکمرانی پایدار، فرهنگ سازمانی پایدار، سازه‌های اجرایی پایدار) را آشکار ساخته که در برگیرنده نُه مؤلفه اصلی (چارچوب‌های تصمیم‌گیری حسابداری سبز، ساختارهای نظارتی درون‌سازمانی،الزامات حقوقی بنیادین، رهبری متعهد به شفافیت حسابداری و گزارشگری، سازه‌های انگیزشی مبتنی بر شاخص‌های عملکردی کمی، الگوهای ارتباطی مبتنی بر گزارشات حسابداری پایداری، نظام‌های بودجه‌ریزی و تخصیص منابع سبز، سازه‌های نظارتی بر کیفیت و صحت اطلاعات محیطی و نظام‌های توسعه قابلیت‌های حسابداری پایداری) بوده و در مجموع ۴۵ مضمون مفهومی را در خود جای داده‌اند. این پژوهش نشان می‌دهد که حکمرانی مسئولانه تنها با ترکیب سه عنصر کلیدی امکان‌پذیر است: ساختارهای نظارتی شفاف که همچون تور ایمنی از فریبکاری‌های زیست‌محیطی جلوگیری می‌کنند؛ فرهنگ سازمانی اصیل که پایداری را در جان و روان سازمان جاری می‌سازد؛ و سازوکارهای اجرایی هوشمند که اصول نظری را به اقدامات ملموس تبدیل می‌نمایند.نتیجه‌گیری: یافته‌ها حاکی از آن است که سازمان‌های پیشرو با ایجاد پیوند ارگانیک بین این سه عنصر، نه تنها از دام سبزشویی می‌گریزند، بلکه پایداری را به موتور محرک نوآوری و خلق ارزش پایدار تبدیل می‌کنند. این چارچوب یکپارچه، الگویی بدیع ارائه می‌دهد که می‌تواند راهنمای سیاست‌گذاران، نهادهای نظارتی و مدیران شرکتی در طراحی نظام‌های حکمرانی مسئولیت‌پذیر باشد.نوآوری: نوآوری اساسی این پژوهش در یکپارچه‌سازی سطوح مختلف تحلیل و ارائه یک مدل سیستمی است. برخلاف مطالعاتی که راهبری شرکتی سبز را صرفاً مجموعه‌ای از مکانیسم‌های تشویقی می‌دانند، این پژوهش با معرفی مفهوم «راهبری بازدارنده»، بر جنبه‌های پیشگیرانه، کنترلی و پاسخگو به صورت همزمان تأکید دارد.