شگردهای حصر و قصر در غزلیات سعدی، معیار سنجش کلام هنری بلاغت فارسی
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی،زنجان، ایران
2 استادیار زبان و ادبیات فارسی، واحد مهاباد، دانشگاه آزاد اسلامی، مهاباد، ایران
doi
10.22054/ltr.2018.8835چکیده
ویژگی سهل و ممتنع بودن کلام سعدی در اولین برخورد بر هر خوانندة اشعارش نمایان و دلپذیر است و این ویژگی بهویژه هنگامی آشکارتر میگردد که در توجه سعدی به شگردهای هنری در بهرهگیری از حصر بلاغی در غزلیات او تأمّلی داشته باشیم. یکی از مباحث مطرح در علم معانی، حصر یا قصر است. در واقع، این شیوه یکی از عوامل ایجاد تأکید در کلام به شمار میآید که برای برجستهسازی و تأثیر بیشتر بهکار گرفته میشود. علمای بلاغت در زبان عربی به شیوههای متعددی برای ایجاد حصر اشاره کردهاند که در زبان فارسی نیز مانند مباحث دیگر علم معانی، بدون توجه به ساختار خاص زبان فارسی به همین روشها اشاره شدهاست، در حالی که بسیاری از این موارد با ساختار زبان فارسی سازگار نیست. ضمن اینکه موارد دیگری نیز هست که بدانها توجه نشدهاست. در این پژوهش، سعی شده با بررسی ساختار زبانی حصر ایجاد شده در غزلیات سعدی دریابیم در زبان فارسی چه روشهایی برای ایجاد حصر در کلام وجود دارد که از دیدگاه زیباییشناسی هنر، علم بلاغت و معنیشناسی کاربردی مورد توجه هستند. بدین منظور، ضمن استخراج و دستهبندی موارد حصر و ارائة قوانین قابل تعمیم، به هنر و لطف سخن سعدی، در بهرهگیری از این ترفند زبانی نیز اشاره شدهاست و به این نتیجه دست یافتهاست که زبان سعدی در غزلیات، بهویژه در برخورد با شگردهای بلاغی، معیاری باعیار و محکی مستحکم در ساختار زبان و بلاغت فارسی است.