تحلیل ساختاری وبررسی شاعرانگی در سه داستان از مجموعه یوزپلنگانی که با من دویدهاند بیژن نجدی و ابعاد جغرافیای ادبی آن
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کرمان، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمان، ایران.
2 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کرمان، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمان، ایران.
3 گروه هنر، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
doi
10.22034/jgeoq.2024.485632.4156چکیده
داستاننویسی سابقه طولانی در ادبیات فارسی دارد. با گذشت زمان، آشنایی داستان نویسان با ادبیات روز جهان و تئوریهای ادبی جدید رویکردی نو در ادبیات داستانی به وجود آمد. بی شک میتوان بیژن نجدی را یکی از موفقترین نویسندگان این جریان ادبی نامید. نجدی با انتشارمجموعه "یوزپلگانی که با من دویدهاند" حضوری کوتاه مدت در فضای ادبی ایران داشت اما تاثیری که آثارش بر جریانهای ادبی پس از او گذاشت بسیار چشمگیر و قابل توجه است. در داستاننویسی امروز زبان و تکنیک با رویکردی نو مواجه گردیده، ریختشناسی کلمات و فرم داستان نیز در این سالها بیش از محتوا مورد توجه قرارگرفته و زبان به یکی از اصلیترین ارکان ادبیات داستانی نوگرا تبدیلشده است. نجدی با درآمیختن شعر و داستان سبک خاصی را ابداع کرد. در این پژوهش به بررسی تحلیل ساختاری داستانها، زبان شاعرانه و نگاه سینمایی نجدی در سه اثر داستانی "استخری پر از کابوس"،"عروسک چشم دکمه ای من" و “سه شنبههای خیس" از مجموعه پوزپلنگانی که با من دویده اند پرداخته میشود.