کارکردهای «پیکربندی‌اجتماعی» به‌مثابه هنر اجتماعی با تکیه بر اندیشه‌های جوزف بویز

نویسندگان

1 استادیار گروه پژوهش هنر، دانشکده هنر، دانشگاه شاهد (نویسندۀ مسئول) shahed.ac.ir@nadallian

2 استادیار گروه پژوهش هنر، دانشکده هنر، دانشگاه شاهد marasy@shahed.ac.ir

3 دانشجوی دورۀ دکتری پژوهش هنر، دانشکده هنر، دانشگاه شاهد sareh.malaki@shahed.ac.ir

doi
10.22083/jccs.2020.234442.3103
چکیده

پیکربندی‌اجتماعی، نوعی اقدام اجتماعی هنر است که در آن اندیشه، گفت‌وگو نقش اصلی دارند. اصطلاح پیکربندی‌اجتماعی، نخستین بار توسط هنرمند و سیاستمدار آلمانی، جوزف بویز مطرح شد. پژوهش حاضر به‌منظور مطالعه کارکردهای پیکربندی‌اجتماعی به‌مثابه هنر اجتماعی انجام شده است. در این پژوهش، به مهم‌ترین اندیشه‌های بویز در رابطه با پیکربندی‌اجتماعی و به زمینه‌های پیدایش هنر اجتماعی در دوره پست‌مدرن نیز اشاره شد. این پژوهش به لحاظ ماهیت، بنیادی، با روش توصیفی- تحلیلی و نمونه‌گیری نظری انجام و اطلاعات ضروری به روش‌های کتابخانه‌ای، مصاحبه و مراجعه به پایگاه‌های الکترونیکی مرتبط و معتبر دریافت شد. یافته‌ها نشان داد که مفهوم پیکربندی‌اجتماعی گونه‌ای جدید از هنر را به همراه داشت که پیوند هنر و آموزه‌های اجتماعی بود. این ژانر هنری تا‌‌بدان‌جا پیش رفت که امروزه، پیکربندی‌اجتماعی، کنشگری و اقدام اجتماعی در قالب هنر است. بسیاری از هنرمندان با پیکربندی‌های ‌اجتماعی، سطح آگاهی عمومی جامعه را ارتقا بخشیده و موجب بهبود شرایط اجتماعی می‌شوند.