بررسی انطباق اصل جبران همۀ خسارات با مبانی کثرت‌گرا در حوزۀ فلسفۀ مسئولیت مدنی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری حقوق خصوصی دانشگاه علامه طباطبایی تهران

2 دانشیار دانشگاه علامه طباطبایی تهران

doi
10.22034/law.2022.50748.3106
چکیده

حاصل تتبع در تألیفات حقوقی در زمینۀ مسئولیت مدنی نشان می‌دهد قول مشهور حقوق‌دانان بر این است که اصلی تحت عنوان اصل جبران همۀ خسارات وجود دارد که به‌موجب آن پس از وقوع ضرر، آن ضرر، صرف‌نظر از نوع، در صورت جمع دو رکن دیگر مسئولیت (رابطۀ سبییت و فعل زیان‌بار) باید جبران شود و نیاز به نص قانونی خاص برای تجویز جبران خسارت در هر مورد وجود ندارد. سؤال اصلی مقالۀ حاضر این است که آیا می‌توان قائل به وجود چنین اصلی در حوزۀ مبانی فلسفی کثرت‌گرا در مسئولیت مدنی شد؟ رویۀ قضایی محاکم در این خصوص، متشتت است. علی‌رغم شهرت این اصل بین حقوق‌دانان، ادعای نویسندگان مقالۀ حاضر این است که جستجو در مبانی فلسفی و اهداف عمدۀ مطرح در حقوق مسئولیت مدنی به‌روشنی نشان می‌دهد هیچ نظریه‌ای وجود ندارد که مقتضای آن، اصل جبران همۀ خسارات باشد. به‌دلیل تناقض آشکار رویکردهای وحدت‌گرا با اصل جبران همۀ خسارات، به جستجوی چنین اصلی در رویکردهای کثرت‌گرای فلسفۀ مسئولیت مدنی برخاستیم. حاصل این بررسی نشان داد در میان این دسته از رویکردها نیز نظریه‌ای که چنین اصلی از آن مستفاد شود وجود ندارد. بر اساس یافته‌های مقالۀ حاضر، به‌نظر می‌رسد اعتقاد به چنین اصلی، هم از بُعد عملی ناممکن و باعث کاهش کارایی مسئولیت مدنی در مهندسی فعالیت‌های اجتماعی و هم از بُعد نظری فاقد مبنای استدلالی است. پیشنهاد می‌شود استناد به چنین اصلی به‌عنوان راهنمایی که در موارد سکوت قانون باید مورد عمل قرار بگیرد از ادبیات مسئولیت مدنی ایران حذف گردد.