بررسی نقش کوتهبینی مدیران بر شدت تجدید ارائه صورتهای مالی با نقش تعدیلکنندگی انگیزههای مالی مدیران
نویسندگان
1 استادیارگروه مدیریت، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اراک، اراک، ایران.
2 استادیار گروه حسابداری، دانشکده علوم اقتصادی و اداری، دانشگاه قم، قم، ایران
3 کارشناس ارشد حسابداری، دانشکده علوم اقتصادی و اداری، دانشگاه قم، قم، ایران.
doi
10.30466/jfcs.2025.121752چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر کوتهبینی مدیریتی بهعنوان یکی از ویژگیهای رفتاری مدیران بر شدت تجدید ارائه صورتهای مالی، با نقش تعدیلگری انگیزههای مالی مدیران است.روش: این پژوهش از نوع کاربردی بوده و در حوزه مالی بهصورت شبهآزمایشی طبقهبندی میشود. جامعه آماری شامل کلیه شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۳ است. نمونه تحقیق شامل ۱۲۵ شرکت میباشد که بر اساس معیارهای خاصی انتخاب شدهاند؛ از جمله پایان سال مالی در اسفندماه، ثبات در فعالیتها، ثبات در سال مالی، دسترسی به دادهها و حذف شرکتهای هلدینگ، سرمایهگذاری، واسطهگری مالی، بانکها و شرکتهای لیزینگ.یافتهها: نتایج نشان میدهد که رفتارهای کوتهنگرانه مدیران تأثیر مثبت و معناداری بر شدت تجدید ارائه صورتهای مالی شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران دارد. علاوه بر این، مشوقهای مالی مدیران رابطه بین رفتارهای کوتهنگرانه مدیریتی و شدت تجدید ارائه صورتهای مالی را تضعیف میکند.نتیجهگیری: یافتههای تحقیق درباره نقش کوتهنگری مدیریتی بر شدت تجدید ارائه صورتهای مالی حاکی از آن است که کوتهنگری میتواند به تصمیمگیریهای کوتاهمدت و غیرشفاف در گزارشگری مالی منجر شود. این امر احتمال تجدید ارائه صورتهای مالی را افزایش داده و مشکلات ناشی از فقدان شفافیت را بهوجود میآورد. علاوه بر این، مشوقهای مالی مدیران میتواند این رابطه را تضعیف نماید. هنگامی که مدیران تحت فشار دستیابی به اهداف مالی کوتاهمدت قرار میگیرند، ممکن است تمایل بیشتری به تجدید ارائه صورتهای مالی داشته باشند. با این حال، در صورتی که مشوقهای مالی بهطور مؤثر مدیریت شده و سیاستهای مناسبی در این زمینه اتخاذ گردد، میتوان اثرات منفی کوتهنگری را کاهش داد و شفافیت و پاسخگویی در گزارشگری مالی را ارتقا بخشید.نوآوری: این پژوهش اثر کوتهمدتیگرایی مدیریتی بر تجدید ارائه صورتهای مالی شرکتهای پذیرفتهشده در بورس را با تمرکز بر نقش تعدیلگر مشوقهای مالی مدیران بررسی میکند. با توجه به خلأ پژوهشی موجود در زمینه تلفیق این متغیرها، این تحقیق نوآورانه درصدد پر کردن شکاف دانشی و ارائه بنیانهای نظری جدید در این حوزه است. این پژوهش با هدف ارائه تبیین جامعتر از محرکهای تجدید ارائه صورتهای مالی، به درک عمیقتر رفتار مدیران و مشوقهای مالی آنان کمک خواهد کرد.