واکاوی دلایل، فرصتها و چالشهای تمرکززدایی در برنامه درسی: مطالعه کیفی
نویسندگان
1 مدرس دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
2 استادیار برنامه ریزی درسی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه بیرجند
3 کارشناسی ارشد کامپیوتر گرایش نرم افزار و دانشجوی دکتری مدیریت دولتی دانشگاه سیستان و بلوچستان، خراسان جنوبی، ایران.
doi
10.48310/jcdr.2022.2703چکیده
در برخی از کشورها از جمله ایران نظام آموزشی و برنامه درسی متمرکز است. طی سالیان اخیر تمرکززدایی در نظام آموزشی ایران نیز مانند سایر کشورها مورد توجه مسئولان و برنامهریزان قرار گرفته است و تمایل زیادی به سمت عدم تمرکز ایجاد شده است. در پژوهش حاضر به واکاوی دلایل، فرصتها و چالشهای تمرکززدایی در برنامه درسی پرداخته شد.با توجه به ماهیت پژوهش از روش کیفی از نوع پدیدارشناسی استفاده شد. جامعه آماری پژوهش کلیه کارشناسان برنامه ریزی درسی بود. نمونهگیری هدفمند از نوع معیار استفاده شد، که با مصاحبه عمیق 7 کارشناس صاحبنظر در حوزه برنامه ریزی درسی، دادههای اخذشده به اشباع رسید. دادههای حاصل از ادراک و تجارب زیسته کارشناسان به روش تحلیل کلایزی در سه سطح کدگذاری باز، محوری و انتخابی مورد بررسی قرار گرفتند و از نرمافزار مکس کیودا 11 بهعنوان ابزار تحلیل دادهها استفاده شد.یافتههای حاصل از پژوهش که حاصل ادراک و تجارب زیسته کارشناسان برنامه ریزی درسی در حوزه تمرکززدایی بود در 3 مضمون اصلی"دلایل و ضرورتهای تمرکز زدایی"، "فرصتها و پیامدهای تمرکززدایی"، "چالشها و مشکلات تمرکززدایی" دستهبندی شد.تجارب کارشناسان نشان میدهد تمرکز زدایی در نظام آموزشی به دلیل نارکارآمدی سیستم متمرکز بسیار ضروری است اما در این میان اقدامات ستادی در راستای امر تمرکز زدایی بسیار سریع است و موجب آسیب بیشتر میشود و همچنین جهت تمرکز زدایی هنوز نیروی انسانی آموزش و پرورش صلاحیت کافی ندارند و میبایست زیرساختهای سیستمی و تغییر باورها در این حوزه صورت گیرد.