طبیعت انسانی از دیدگاه کنفوسیوس و سعدی

نویسندگان

1 دانشیار زبان وادبیات فارسی دانشگاه زنجان، زنجان، ایران

doi
10.22054/ltr.2018.8549
چکیده

طبیعت وسرشت انسانی یکی از پیچیده‌ترین و پوشیده‌ترین موضوعاتی است که در کلّ تاریخ فرهنگی و اجتماعی بشر همواره مورد بحث ومناقشه بوده‌است. گروهی سرشت انسانی را مجبول بر خیر و گروهی مبتنی بر شر می‌دانند و گروهی دیگر اساساً ذات و سرشتی برای انسان قائل نیستند و تکوین شخصیت او را معلول و محصول آموزش و آمیزش‌های اجتماعی می‌دانند و هر گروه در تأیید معتقدات خویش، دلایل و براهینی اقامه می‌کنند. دو تن از بزرگ‌ترین متفکران و مصلحانی که در گذشته به سبب نوع شخصیت، اهداف و آرمان‌های انسانی، اجتماعی، سیاسی و اخلاقی عمیقاً بدین مسئله پرداخته‌اند و عوامل مکمل و مؤثر در تتمیم یا تخریب سرشت آدمی را بررسی نموده‌اند، یکی کنفوسیوس، حکیم چینی و دیگری شیخ اجل سعدی شیرازی در ایران است که به سبب دامنة نفوذ و استمرار و پایایی افکار و آثار آنان در زوایا و اعماق پنهانی دو ملت چین و ایران و امروزه در بخش بزرگ و شایستة توجهی از جهان، بررسی دقیق دیدگاه‌های آنان برای تصمیم‌گیری‌های کلان فرهنگی و اجتماعی در روزگار ما حایز کمال اهمیت است. این مقاله ابتدا به طبقه‌بندی دقیق آثار و نیز امکان یا عدم امکان تطبیق افکار این دو اندیشه‌ور به دلیل تفاوت زمان، مکان و زبان، و آنگاه به تحلیل مصداقی اندیشه‌ها و آرای سعدی و کنفوسیوس دربارة سرشت انسان و عوامل مکمل و مخرب در تکوین آن می‌پردارد.