مقایسه قدرت توضیحدهندگی مدلهای خطی در پیشبینی بازده مورد انتظار سهام
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای گروه حسابداری، دانشکده حسابداری و مدیریت، دانشگاه علامه طباطبائی، ایران
2 استادیار گروه حسابداری،دانشکده حسابداری و مدیریت، دانشگاه علامه طباطبائی ، ایران
doi
10.22099/jaa.2022.39848.2105چکیده
یکی از مباحث چالشبرانگیز در حوزه مالی و حسابداری ایجاد تعادل بین بازده و ریسک میباشد. بنابراین، شناسایی روندهای حرکتی بازده سهام جهت پیشبینی آن در آینده برای بازار حائز اهمیت است. اگرچه تمرکز بیشتر پژوهشها در زمینه تغییرات بازده سهام مبتنی بر بکارگیری مدلهای خطی بوده است اما شواهد اندکی در رابطه با این موضوع وجود دارد که نوسان بازدهی سهام ممکن است از الگوهای غیرخطی نیز پیروی نماید. به همین جهت، در این راستا، اطلاعات مربوط به 102 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای 1388 تا 1398 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج مربوط به برآورد مدلهای غیرخطی نشان داد که مدلهای خود توضیحی آستانهای نسبت به مدلهای انتقال هموار لجستیک از ضرایب بالاتر برخودار هستند. همچنین با استفاده از آزمون همسانی مقایسه میانگینها، نتایج بیانگر این بوده است که مدل غیرخطی خود توضیحی آستانهای مبتنی بر حجم معاملات (TARVOL) کمترین خطای استاندارد میانگین را داشته است که این نتیجه بیانگر دقت بیشتر این مدل در تبیین بازده سهام میباشد. نتایج آزمون مدل کارهارت نشان میدهد که ضریب متغیر عامل بازار 1.2 و از لحاظ آماری معنادار است. به بیان دیگر به ازای یک واحد تغییر در عامل بازار، بازده اضافی سهام به میزان 1.2 در جهت مستقیم تغییر مییابد. بنابراین، هر چه میانگین بازده بازار نسبت به بازده بدون ریسک به عنوان معیار عامل بازار بیشتر باشد، بازده اضافی سهام نیز افزایش مییابد.