بررسی تأثیر باورهای سقف شیشهای حسابرسان زن بر قصد ترک مؤسسه حسابرسی: نقش متغیر میانجی توانمندی روانشناختی
نویسندگان
1 استادیار گروه حسابداری، دانشکده علوم اداری و اقتصاد،دانشگاه اصفهان ، اصفهان، ایران
2 استادیار گروه حسابداری،دانشکده ادبیات و علوم انسانی،دانشگاه جهرم،جهرم،ایران
doi
10.22099/jaa.2022.42826.2214چکیده
اصطلاح سقف شیشهای بیانگر موانع مصنوعی نامرئی است که توسط تعصبات نگرشی و سازمانی شکل میگیرد و زنان را از سمتهای اجرایی ارشد باز میدارد. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر باورهای سقف شیشهای حسابرسان زن بر قصد ترک مؤسسه حسابرسی با در نظر گرفتن نقش متغیر میانجی توانمندی روانشناختی است. این مطالعه یک پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی است و جامعه آماری این پژوهش را حسابرسان زن شاغل در مؤسسات عضو جامعه حسابداران رسمی از رده کمک حسابرس تا شریک تشکیل میدهند. اطلاعات مورد نیاز این پژوهش از طریق تکمیل پرسشنامه توسط 116 نفر از حسابرسان زن در سال 1400 جمعآوری شده است. در این پژوهش به منظور سنجش باورهای سقف شیشهای از سازههای انکار، انعطافپذیری، کنارهگیری و پذیرش و به منظور آزمون فرضیهها از مدلسازی معادلات ساختاری به روش کمترین مربعات جزئی استفاده شده است. نتایج حاصل از آزمون فرضیهها با بهرهگیری از نرمافزارSmartPLS نسخه 3 بیانگر تأثیر مثبت و معنادار سازههای انکار و انعطافپذیری و تأثیر منفی و معنادار سازه پذیرش بر توانمندی روانشناختی حسابرسان زن بود. همچنین نتایج پژوهش نشان داد که سازههای انکار و انعطافپذیری به واسطه سازه توانمندی روانشناختی بر قصد ترک مؤسسه حسابرسی تأثیر دارند، اما تأثیر غیرمستقیم سازههای کنارهگیری و پذیرش بر قصد ترک مؤسسه حسابرسی معنادار نیستند. از این رو، بخشی از تمایل بالاتر حسابرسان زن برای ترک مؤسسات حسابرسی نسبت به حسابرسان مرد را میتوان به باورهای سقف شیشهای نسبت داد.