نقد اجتماعیـ سیاسی رمان بادبادکباز به روش ساختگرایی گلدمن
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد کرج، ایران
2 استاد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد کرج، ایران
doi
10.22054/ltr.2018.8551چکیده
به عقیدة پژوهشگران عرصة جامعهشناسی ادبیات هر قصه و اثر ادبی دیگر، وقایع زمانة خود را بازگو میکند و قصه در حقیقت، شکل بیان هنری همان وقایع اجتماعی است. با این تفاوت که جامعهشناسی به زبان علمی دربارة آن مسائل گفتگو میکند. بنابراین، بررسی ادبیات با روشی علمی، جوهر آثار ادبی، شرایط و مقتضیات محیط اجتماعی در بر گیرنده و پرورندة شاعر و نویسنده و نیز جهانبینی، موضع فکری و فرهنگی آنان را با توجه به سفارشهای اجتماعی مطالعه میکند. در این مقاله، به بررسی اجتماعیـ سیاسی رمان بادبادکباز اثر خالد حسینی، نویسندة افغانیتبار مقیم آمریکا، با توجه به روش ساختگرایی گلدمن میپردازیم. در این شیوه، محتوای اثر ادبی و رابطة آن را با جامعهای بررسی میکنند که اثر در آن خلق شدهاست و به جای توصیف محتوای اثر ادبی، به بررسی محتوا و رابطة آن با جهاننگری در یک دوران خاص میپردازند. لذا در این رمان بهاختصار به روحیات و شرایط زندگی مردم وتبیین پدیدهها، رفتارها، ساختها و فرازونشیبهای اجتماعیـ سیاسی زندگی شخصیتهای رمان در سه دورة سیاسی تاریخ افغانستان اشاره شدهاست و مهمترین یافتهها در تحلیل رمان مذکور، به نبودِ آمادگی و زیرساختهای کافی برای پذیرش نظام جمهوری از جانب افغانها، برتری قوم پشتون بر دیگر اقوام (که طالبان نیز از دل این قوم برآمدهاند) و نیز نقش آمریکا به عنوان منجی افغانستان اشاره دارد.