تحلیل ساختاری و گفتمانی تمثیل در مرصادالعباد
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.22054/ltr.2018.8559چکیده
در هر ژانر ادبی، متناسب با غایت آن ژانر، شگردهای زبانی و ادبی آفریده میشوند و موجب زیبایی و بلاغت آن متن میگردند. زمانی آرایههای ادبی و صُوَر خیال در تحلیل متن نقشی برجسته ایفا میکنند که تبدیل به شگردی سبکی شده باشند. در متون تعلیمیـ عرفانی که غایت آن بیان اندیشه در قالب زبان و ساختاری زیباست، تمثیل بسامد بالایی دارد، به گونهای که غالبترین شگرد سبکیـ هنری در این متون، تمثیل و کارکرد بلاغی و اندیشگانی آن است. در این مقاله، با روشی توصیفیـ تحلیلی بلاغت تمثیل را در مرصادالعباد نجمالدین رازی بررسی کردهایم و با تحلیل دو بُعد ساختاری و گفتمانی این فرایند بلاغی نشان دادهایم که کارکرد و ساختار تمثیل در مرصادالعباد متفاوت از کارکرد آن در دیگر متون عرفانی است؛ زیرا از سطح یک شگرد هنری صرف تا حدی فرارفتهاست، به گونهای که تمثیلپردازی تبدیل به شگردی سبکی در بیان آموزههای معرفتی شدهاست؛ آن گونه که میتوان از آن در کشف گفتمان پنهان متن سود جست. استفادۀ نجمالدین رازی از تمثیل موجب استبداد فهم و تکصدایی شدن متن شده، از این رو، ابزاری در راستای کشف ایدئولوژی نویسنده است. یکی از عوامل اصلی محدودیت فهم معنایی متن و تکصدایی شدن آن را میتوان در اجزای تمثیلهای مرصادالعباد یافت که اغلب اضافههای تشبیهی هستند تا نماد.