مروری بر نظریه ‏های کاربردی در مطالعات مربوط به رفتار اشتراک دانش

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری علم اطلاعات و دانش شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران

2 دانشیار، گروه علم اطلاعات و دانش شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران، تهران، ایران

doi
10.22054/jks.2020.49264.1265
چکیده

این مقاله با هدف درک عمیق از رفتار اشتراک دانش به‌عنوان یک عنصر کلیدی در فرایند مدیریت دانش و عامل بقای سازمان‌ها در عصر حاضر انجام شده است و سعی دارد با تحلیل نظریه ‏های کاربردی در این حوزه به این موضوع بپردازد و نیز نشان دهد چگونه این نظریه ‏ها توانسته ‏اند پژوهش‌های متمایز در زمینه اشتراک دانش را تسهیل نمایند. مقاله حاضر مروری نقلی است و با استفاده از روش کتابخانه ‏ای به مطالعه انواع مقالاتی می‌پردازد که در داخل و خارج از کشور با اتکا به نظریه ‏های مختلف به بررسی عوامل انگیزشی مؤثر بر رفتار اشتراک دانش پرداخته ‏اند. پس از استخراج نظریه ‏ها از مقالات مرتبط، تعیین شد که این نظریه ‏ها مربوط به کدام‌یک از رشته ‏های علمی هستند و قابلیت کاربرد آن‌ها در این حوزه مشخص گردید. عوامل انگیزشی مختلف که افراد را برای انجام رفتار اشتراک دانش تحت تأثیر قرار می ‏دهند با تحلیل نظریه‏ هایی از رشته ‏های روان‌شناسی اجتماعی، اقتصاد، علم اطلاعات و دانش ‏شناسی و مدیریت که در مطالعات مربوط به این حوزه به کار رفته ‏اند، موردبررسی قرار گرفتند و مشخص شد نظریه عمل منطقی، نظریه رفتار برنامه‌ریزی‌شده، نظریه تبادل اجتماعی، نظریه تعادل، نظریه خودمختاری، نظریه سیگنالینگ پرهزینه و نظریه تمرکز نظارتی از رشته روان‌شناسی اجتماعی، نظریه وابستگی به منابع از رشته اقتصاد، نظریه وضعیت ناهمگون دانش از رشته علم اطلاعات و دانش ‏شناسی و نظریه جو سازمانی از رشته مدیریت، در حوزه رفتار اشتراک دانش قابلیت کاربرد دارند. به‌منظور تفسیر رفتار اشتراک دانش نیاز به تحلیل نظریه ‏های کاربردی و اقتباس‌شده از سایر رشته ‏ها در این حوزه بود که بتوان بینشی عمیق از قابلیت‏ های روانی، اقتصادی، سازمانی و همچنین فردی که در نیت افراد در به اشتراک‏ گذاری دانش تأثیرگذارند ایجاد نمود. اشتراک دانش می‏ تواند بخش اعظم درک خود را از نظریه‌های روان‌شناسی اجتماعی به دست آورد. مفاهیمی مانند نگرش و قصد رفتاری ناشی از این نظریه ‏ها در رفتار اشتراک دانش تأثیر می‏گذارد. با شناخت روابط بازگشتی بین عوامل انگیزشی مختلف سازمانی و فردی، به رفتارها و پیامدهای اشتراک دانش می‏توان پی برد اینکه چگونه سازمان‌ها می‏توانند فرایندهای اشتراک دانش را با بهبود عملکرد سازگار نمایند. مدیران ارشد باید در تأمین تسهیلات، ایجاد اعتماد، تشویق و آموزش کارکنان در خصوص اشتراک دانش و منافع آن توجه جدی نموده و از آن حمایت نمایند.