بررسی استعارههای جهتی در غزلیات شمس
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
doi
10.22054/ltr.2018.8561چکیده
زبان از فرایندهایی است که خاصیت پیامرسانی و ارجاعی دارد و القاگر مضامین فرهنگی، آداب و رسوم، افکار و اندیشة یک قوم است. زبان از نظر زبانشناسی شناختی، علاوه بر انتقال مضامین ارجاعی، منعکسکنندة مضامین شناختی، نظام ادراکی آدمی و القاگر مضامین انتزاعی موجود در ذهن است. بر این اساس، زبانشناسان شناختی بر معنا به عنوان عنصر قالب تکیه میکنند. از جمله نظریهپردازان حوزة معنیشناسی شناختی میتوان به لیکاف و جانسون اشاره داشت که از استعاره به عنوان فرایند شناختی برای پیشبرد اهداف خود بهره میگیرند. از نظر لیکاف و جانسون، استعارة مفهومی امری است که سراسر زندگی روزمره را در حوزة شناخت و ادارکِ مبتنی بر تجربه احاطه میکند و از آنجا که زبان عرفان نیز انتقالدهندة مضامین شناختی و انتزاعی حاصل از تجربة شخصی عارفان است. بنابراین، بررسی استعارة مفهومی در الگوهای عرفانی مولوی به درک هرچه بهتر مفاهیم و مضامین ماورایی و متافیزیکی کمک خواهد کرد. با این توضیح، این پژوهش درصدد است تا با روش توصیفیـ تحلیلی بر اساس نظریة لیکاف و جانسون، استعارة مفهومی جهتی را در نمادهای حیوانی (پرندگان) غزلیات شمس بررسی نماید. نتایج پژوهش نشان میدهد که نمادهای متضمنِ معنای تعالی، از جمله روح و جان و نمادهایی که بیانگر مضامین ضمنی جسم و نفسانیات هستند، به ترتیب با استعارههای جهتی رو به بالا و پایین تطابق معنایی پیدا میکنند و خوشههای استعاری این مضامین نیز با کارکرد سلبی یا ایجابی آن الگوها همنوایی معنایی دارند.