«جدال سنت و مدرنیته»، عنصر غالب آثار محمود دولتآبادی با تأکید بر جای خالی سلوچ
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه قم (نویسندة مسئول)
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه قم
doi
10.22083/jccs.2020.205009.2952چکیده
«وجه غالب» یا «عنصر غالب» یکی از مفاهیم اساسی در نظریة فرمالیسم و مؤلفة برجستة هر اثر هنری است که بر دیگر اجزا و عناصر آن اثرگذار است و موجب تحول و دگرگونی آنها و مرکزیت معنایی در اثر و انسجام ساختاری آن است. هدف پژوهشِ پیش رو بررسی عنصر غالب در آثار محمود دولتآبادی، با تأکید بر جای خالی سلوچ، است. آثار او از جنبههای گوناگون روانشناختی و جامعهشناختی شایستۀ تأملاند؛ اما، به نظر میرسد وجه غالب این آثار «جدال سنت و مدرنیته» باشد که در سایة آن، سایر موضوعات ازجمله خشونت علیه زنان و بحران هویت و فقر معنادارتر میشوند. بر اساس نتایج پژوهش، این عنصر غالب (جدال سنت و مدرنیته) به صورتهای مختلف انزوا، طردشدگی، نفی اراده، بحران هویت و... متجلی شده است.