از تمرکزگرایی تا توسعة چندمرکزی (تحلیل تحولات فضایی منطقة کلان‌شهری تهران)

نویسندگان

1 دانشکدة معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران

2 دانشکدة معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران

3 دانشکدة معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران

doi
10.22059/jtcp.2025.384023.670512
چکیده

تحولات فضایی منطقة کلان‌شهری تهران طی دهه‌های اخیر نشان‌دهندة گذار تدریجی از یک ساختار شدیداً متمرکز به الگوی چندمرکزی است. با این‌ حال، چیستی این گذار، سازکارهای آن، و پیامدهای ساختاری‌اش کمتر به ‌صورت نظام‌مند بررسی شده است. این پژوهش با هدف تحلیل الگوی تحول فضایی تهران بر پایة چارچوب نظری چندمرکزی ‌شدن و مفاهیم سلسله‌مراتب شهری، پیوندپذیری و خوشه‌بندی فضایی انجام شده است. در این مطالعه با استفاده از تحلیل شبکة شهری، شاخص‌های مرکزیت (Degree، Betweenness، Closeness)، تحلیل سلسله‌مراتبی کارکردی، و خوشه‌بندی مراکز شهری ساختار فضایی منطقه در سه مؤلفة گره‌ها، پیوندها، و ساختار کلی شبکه ارزیابی شده است. نتایج نشان می‌دهد به‌رغم تداوم نقش مسلط شهر تهران در رأس شبکة شهری، مراکز فرعی چون اسلام‌شهر، دماوند، و ... در سال‌های اخیر تقویت شده و به‌ واسطة افزایش پیوندهای درون‌منطقه‌ای هسته‌های ثانویة جدیدی شکل گرفته‌اند. تحلیل شاخص‌های شبکه نیز بیانگر کاهش تمرکز، رشد ارتباطات افقی بین مراکز، و حرکت شبکة فضایی منطقه به سمت الگوی چندمرکزی است. بر این اساس، پژوهش حاضر مدلی پیشنهادی برای توسعة ساختار چندمرکزی ارائه می‌کند که شامل تقویت کارکردهای مراکز فرعی، ارتقای اتصال‌پذیری شبکه‌ای بین شهرها، و توزیع متعادل فعالیت‌های اقتصادی و خدماتی در سطح منطقه است. به‌کارگیری این مدل می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری ساختار فضایی منسجم‌تر و کارآمدتر و پایدارتر برای منطقة کلان‌شهری تهران باشد.