برنامه‌ریزی زیرساخت‌های سبز شهری با هدف رونق عملکرد محیطی جغرافیای سیمای‌سرزمین(مورد مطالعه: شهر کرمانشاه)

نویسندگان

1 گروه برنامه ‏ریزی و طراحی محیط، پژوهشکدة علوم محیطی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

2 گروه برنامه‏ریزی و طراحی محیط، پژوهشکدة علوم محیطی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

doi
10.22059/jtcp.2025.400535.670518
چکیده

شهرنشینی، از جمله عوامل اصلی تغییر کاربری اراضی و پوشش زمین، تأثیرات عمیقی بر تعادل محتوای ساختاری، ساز‏کار آرایش فضایی، و ارتباط تنظیم فرایندی سیمای سرزمین دارد. این پژوهش، با هدف برنامه‏ریزی زیرساخت‏های سبز شهری، مبتنی بر اصول بوم‏شناسی سیمای سرزمین (ساختار، عملکرد، تغییر)، انجام شد. بدین منظور، نقشه‏های کاربری اراضی و پوشش زمین سال‏های 2003، 2013 و 2023 با استفاده از تصاویر ماهواره‏ای و نرم‏افزار ENVI 5.3 تهیه شد. سپس، با بهره‏گیری از مدل CA-Markov پیش‏بینی تغییرات سال 2033 در محیط نرم‏افزار TerrSet 18.3 انجام گرفت. همچنین، تحلیل سنجه‏های سیمای سرزمین در سطوح کلاس و سیمای سرزمین در محیط نرم‏افزار Fragstats v4.2 و شناسایی فرایندهای فضایی با استفاده از الگوریتم درخت تصمیم‏گیری انجام شد. در نهایت، با بهره‏گیری از اصول عملی برنامه‏ریزی، راهبردهایی برای ارتقای ساختار طبیعی و رونق عملکرد محیطی روند تغییر جغرافیای سیمای سرزمین ارائه شد. بر مبنای نتایج، بین سال‏های 2003 تا 2033، گسترش مناطق ساخت‏وساز همراه با فرایند تجمع فضایی، منجر به افزایش سطح (CA)، انسجام لکه‏های ساخت‏وساز (COHESION) و کاهش ازهم‌گسیختگی و پیچیدگی فضایی (کاهش IJI، ENN-MN، ED، PD، NP و LSI) ساخت جغرافیای سیمای سرزمین شده است. در مقابل، زیرساخت‏های سبز، نظیر پوشش گیاهی و اراضی بایر، با کاهش قابل ‏توجه در شاخص‏های فضایی مواجه شده‏اند که نشان‏دهندة افزایش فرایندهای ساییدگی، انقطاع ساختاری، محدودیت عملکردی، و نهایتاً تأثیر نامطلوب بر یکپارچگی فرایندی سیمای سرزمین است. همچنین، کاهش تدریجی در سنجه‏های PD، NP، SHDI، ED و LSI و افزایش CONTAG در سطح سیمای سرزمین حاکی از کاهش تنوع، گسترش ساخت‏وساز، و ساده ‏شدن ساختار سرزمین است. بر مبنای چارچوب تحلیلی پژوهش، با تنظیم پیوستگی‏ ساختاری رونق عملکرد محیطی برنامه‏ریزی‏های چندکارکردی افزایش می‏یابد و راه‏حل‏های زیرساخت سبز‌ـ‌ خاکستری فراتر عمل می‏کنند. بنابراین رعایت اصول «پیوستگی‏‏ ساختاری»، «برنامه‏ریزی‏های چندکارکردی»، و «ادغام سبز‌ـ خاکستری»، همراه با اصل «مشارکت اجتماعی» در روند شناخت نیازها و کسب خدمات سیمای سرزمین مؤثرتر عمل می‏کنند. و نهایتاً، برنامه‏های توسعة شهری، بر مبنای «ارزیابی شبکة زیرساخت سبز»، «استراتژی‏های برنامه‏ریزی»، «مشارکت‏ ذی‌نفعان»، و «اجرا» به کار گرفته می‏شوند. از این طریق، با هدف ارتقای ساختار طبیعی، تخصیص عملکرد محیطی، و تبیین جغرافیایی سیمای سرزمین مدیریت بقای ساختاری و پایداری عملکردی زیرساخت‌های سبز شهری امکان‏پذیر می‏شود.