نسبت‌یابی عرصه هنر با حوزه فرهنگ و ارتباطات

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق (ع) (نویسندۀ مسئول)

2 استاد جامعه‌شناسی ارتباطات دانشگاه امام صادق (ع)

doi
10.22083/jccs.2020.236232.3114
چکیده

پیش از آغاز دوران مدرن و توسعۀ اعجاب‌آور فنّاوری ارتباطات جمعی، مقولۀ هنر در کانون توجه اهالی اندیشه بود. اما پس از بسط رسانه‌های جمعی و توسعۀ ادبیات حوزۀ فرهنگ و ارتباطات، نسبتِ مقولاتی از قبیل هنر، فرهنگ و ارتباطات مغفول ماند و همین مسئله معضلات فراوانی را موجب شد. این پژوهش بر آن است که، با بررسی برخی از سازه‌های مفهومی و نظری موجود، به بررسی رابطۀ سه مقولۀ هنر، فرهنگ و ارتباطات بپردازد. ابتدا مفاهیم «هنر»، «فرهنگ»، «ارتباطات» و «فرهنگ و ارتباطات» واکاوی شدند و سپس آرا و دیدگاه‌های متفکرانی همچون هایدگر، بنیامین، نصر، آوینی و مددپور در حوزۀ نسبت بین این مقولات بررسی شدند و جمع‌بندی با دو رهیافت توصیفی و تجویزی صورت گرفت و اتخاذ رویکرد «ارتباطات هنرمندانۀ فرهنگ‌ساز» به‌مثابۀ نسبت مطلوب بین مقولات پیشنهاد شد.