تعویق «خود» در داستانپردازی محمّدرضا کاتب
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی - دانشگاه مازندران
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی - دانشگاه کردستان
3 مدرس دانشگاه کردستان
doi
10.22054/ltr.2017.8123چکیده
چند (یا چندین) ساحتی بودن «خود»، و نسبت آن با هویتهای متکثّر، باعث شده که این مقوله در هر حوزهای تعریف خاصّی داشته باشد. در روایتهای پسامدرن، مفهوم «خود» با تکیه بر تلقی پساساختارگرایانه و با چشماندازی متفاوت از دوران قبل، بهعنوان امری همواره در تعلیق و مبتنی بر هویتهای همواره متکثّر تعریف میشود. این رویکرد ویژه از مبانی مهم در داستانپردازی نویسندگان پُستمدرنی چون محمّدرضا کاتب است. در این مقاله، به روش توصیفیـ تحلیلی، ضمن تبیین تلقی پُستمدرنیستی از مفهوم «خود» و بررسی ریشههای پساساختارگرایانة آن، نقش مقولة تعویق «خود» در داستانپردازی کاتب بررسی و تحلیل میشود. نتایج این تحقیق، نقش مقولة «تعویق و عدم قطعیتِ خود» بهعنوان یکی از شگردهای اصلی در داستانپردازی و روایتپردازی در برخی داستانهای کاتب را نشان میدهد؛ چنانکه این مقوله امری صرفاً ژرفساختی نیست و از مهمترین ابزارهای او به هنگام بازنمایی هویت نویسنده ـ راوی، راوی، راوی ـ کنشگر، شخصیتها و یا حتی خود اثر ادبی است و بهصورتهای مختلفی چون شکّ هستیشناختی بر اثر عدم تعیّن «خود»، و تکثّر هویتها در نتیجة تکثّر ذهنیتها تا تنزل جایگاه فرد به سوژگی، قهرمانزدایی و یا حتّی انسانزدایی نمود یافتهاست و این مسئله، چالشهایی جدّی برای برخی تعاریف روایت پیشامدرن به وجود میآورد.