تحلیلی تاریخی بر نقش فرهنگ وقف و کارکرد آن در ساختیابی بازار شهر تبریز با تأکید بر آرای گیدنز

نویسندگان

1 استاد تمام دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه هنر اسلامی تبریز (نویسنده مسئول)

2 دانشجوی دوره دکتری معماری و شهرسازی دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه هنر اسلامی تبریز

doi
10.22083/jccs.2020.219175.3009
چکیده

در میان نظریه‎‌های جامعه‌شناسی، نظریۀ ساختاربندی گیدنز از ظرفیت مناسبی برای تبیین پدیده‌های اجتماعی برخوردار است. این رویکرد تلفیقی در جامعه‌شناسی شامل دو وجه عمدۀ «ساخت» و «عاملیت انسان» در تحقق پدیده‌های اجتماعی است که گیدنز، با گذر از هریک از آن‌ها، توأمان از الزام‌آور بودن ساخت‌ها و آزاد بودن کامل کنش‌های انسانی صرف‌نظر کرده و بر بینابین بودن آن‌ها تأکید می‌کند. بررسی بازار سنتی و اسلامی تبریز با دارا بودن سابقۀ تاریخی نشان می‌دهد که بیشتر فضاهای این بازار وقفی بوده و در طول تاریخ، علی‌رغم حفظ فضاها، همچنان کارکرد این فضاها نیز تداوم داشته است. در این راستا، پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که نقش فرهنگ وقف و کارکرد آن چه تأثیری در ساخت‌یابی بازار تبریز داشته است. این مقاله به روش تفسیری‌‌ـ‌‌تاریخی انجام ‌شده است. جمع‌آوری اطلاعات به شیوۀ کتابخانه‌ای و میدانی بوده و محدودۀ موردمطالعه بازار سنتی شهر تبریز است. نتایج نشان می‌دهد ساختار (قواعد و منابع وقف) موجب ماندگاری این فضاها و تداوم عملکردشان شده است. طبق نظریۀ گیدنز، ما نهادها را می‌سازیم و آن‌ها کنش‌های ما را شکل می‌دهند. در این خصوص، کنشگران مسلمان با بهره‌گیری از قواعد وقف، که برگرفته از ارزش‌های والای اسلامی است، فضاهای بازار تبریز را شکل داده‌اند و سپس همان فضاها کنش‌های کنشگران (واقفان) را شکل داده است. بنابراین می‌توان گفت بازار تبریز تجلی عینی ارزش‌ها و هنجارهای اسلامی بوده و پدیدۀ وقف موجب شکل‌گیری فضاهای شهری اسلامی و تداوم عملکرد آن‌ها در طول زمان و مکان می‌شود.