سنخ روانی «آپولونی» و «دیونوسوسی» در اسطوره و عرفان ایرانی
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه علاّمه طباطبائی(ره)،
doi
10.22054/ltr.2017.7623چکیده
نیچه برای تمدن تأثیرگذار یونان باستان دو اصل محوری تمدنساز را معرفی میکند: اصل «آپولونی» و اصل «دیونوسوسی». اصل اول با بهرهگیری از منطق خِرَد، ساختاربخش و قوامدهندة تمام امور و انتظامات دنیای یونیانیان بودهاست و به شکلگیری فردیت یگانه و انحصاری انسان یونانی مدد رساندهاست. اصل دوم با تکیه بر شور، جنون و سرمستی تلاش کردهاست خود را از چهارچوبهای نظامیافته و فردیتهای محصور اصل نخست بیرون کشد و با وجد و هیجانات بیپایان، موجب فردیتی بزرگتر و فراگیرتر گردد. رشد و تعالی فرد یونانی در کشاکش و دیالکتیک مداوم این دو عنصر متضاد، با حرکتی جهشی به پیش رفتهاست. موسیقی و مجسمهسازی به عنوان ظرف این دو اصل عمل، و خِرَد و جنون یونانی را نمایندگی کردهاست. این در حالی است که بنا بر شواهد و ادلة اسطورهای، تاریخی و فرهنگی باید گفت که خاستگاه دو اصل متضاد یادشده، نه در یونان باستان، بلکه در ایران باستان بودهاست. این نوشته سعی دارد ابتدا با تشریح ویژگیها و اوصاف دو اصل آپولونی و دیونوسوسی، به خاستگاه ایرانی آنها توجه کند و پس از بررسی پیشینههای حضور آنها در تمدن کهن ایرانی، به نحوة تداوم آنها در جریانهای فرهنگی، بهویژه در جریان عظیم عرفان و تصوف ایرانیـ اسلامی توجه دهد. هنجارهای دوگانه در عرفان و تصوف که سوقدهندة سلوک صوفی است، ماهیت دیونوسوسی و آپولونی آشکاری را با ریشة ایرانی نشان میدهد.