تجلی آیین «قصه برداشتن» در ادبیات فارسی
نویسندگان
1 دانشگاه لرستان
2 دانشجوی دکتری زبان وادبیات فارسی دانشگاه لرستان، ایران
3 دانشگاه لرستان
4 عضو هیآت علمی دانشگاه لرستان
doi
10.22054/ltr.2017.7625چکیده
ادبیات در هر شکل و قالبی که باشد، بستری برای مفاهیم و سنتهایی است که روزگاری باور و اعتقاد مردمانی بودهاست. یکی از مواردی که در ادبیات مورد توجه قرار گرفتهاست و به شیوههای مختلف بازتاب یافته، آیین دادخواهی است که نشاندهندة اهمیت آن در فرهنگ ایرانی است. «قصه برداشتن» یکی از مصادیق دادخواهی است که در متون ادبی بازتاب گستردهای یافتهاست. علاوه بر توجه به جنبههای تاریخی، سیاسی و اجتماعی، میتوان این آیین رااز منظر ادبی نیز بررسی کرد. «قصه برداشتن» مانند سایر سنتهای ادبی و کنایات، قرنهای متمادی پس از کهنه شدن، از رهگذر اشعار شاعران به حیات ادبی خود ادامه دادهاست. شاعران و نویسندگان از این آیین استفادههای سیاسی، تربیتی و ادبی مختلفی کردهاند. روزگاری برای نقد حاکمان و تشویق رعایا، گاهی برای اصلاح جامعه و گاهی نیز به عنوان مواد خام، خمیرمایة مضمونسازیهای شاعرانه قرار گرفتهاست. در این مقاله، پس از بررسی ریشههای تاریخی «قصه برداشتن»، به چگونگی بازتاب آن در کلام شاعران اشاره شدهاست.