تأمّلی بر کارکرد محتوایی رنگ در غزلیات مولوی
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
2 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
3 دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
doi
10.22054/ltr.2017.7413چکیده
«رنگ» یکی از مؤثّرترین ابزارهای آفرینش هنریـ ادبی است. با آنکه نمود این عنصر در گذشتة ادبیات فارسی، گوناگونی امروزه را نداشت، امّا همواره نقشی مهم و تعیینکننده در القای مفاهیم به مخاطب و تصویرسازیهای ادبی، بهویژه در حوزة شعر داشته است. بررسی میزان و نحوة کاربرد انواع رنگ در شعر کهن و معاصر، کوششی راهگشا برای ورود به دنیای عواطف و اندیشههای شاعران است. براساس همین اهمّیت، هدف مقالة حاضر، تحلیل کارکرد محتوایی انواع رنگهای بهکار رفته در غزلیات مولوی است؛ چهرهای که پس از جریانسازی سنایی و پیشگامی عطّار، شعر عارفانه را به اوج معنا و ژرفا رسانید و بررسی غزل او از این منظر میتواند به شناسایی بخش مهم دیگری از ذهنیات، تجربهها و ویژگیهای شعریش بینجامد. یافتههای این پژوهش نشان میدهند که در کل، مولوی انواع رنگ را در بافت موضوعیـ معنایی عرفان عاشقانه یا معانی تعلیمی به کار میبرد. این کاربرد، البتّه شامل جزئیات بسیار و متنوّع است. پربسامدترین رنگها در غزل او نیز به ترتیب عبارتند از: سیاه، سرخ، زرد و سبز.