تبیین حکمرانی خوب در نهج البلاغه با رویکرد روشی زمینه گرا

نویسندگان

1 دانشیار علوم سیاسی دانشگاه شیراز

2 کارشناس ارشد حقوق عمومی از دانشگاه شیراز

doi
10.22099/jls.2015.2984
چکیده

در این تحقیق، نگارندگان درصدد تحلیل و بررسی حکمرانی خوب و شاخص­های آن در نهج البلاغه با رویکرد نظری - روشی زمینه گرایی یا اجتماع گرایی هستند. به دو دلیل، این رویکرد در بین رویکردهای نظری- روشی در داخل پارادایم تفسیری انتخاب شد: 1. برخلاف آن­ها، این رویکرد قائل به تعدد گفتمانی و مبانی متغیر در معرفت شناسی نیست 2. مفروضات این رویکرد مبنی بر خوانش «متن» مرتبط با «بستر یا زمینه» با مبانی ثابت هستی شناختی و معرفت شناختی و اهمیت محوری نظام معنایی، ارزشی و فرهنگی در اجتماع یا جامعه­ای مشخص، با موضوع این نوشتار، مناسب­تر به نظر می­رسند. لذا موضوع حکمرانی خوب در نهج البلاغه در قالب یک الگوی کاملاً مطلوب فرا زمانی و فرا مکانی در بستر یک جامعه توحیدی اسلامی و پذیرش مشروط و وضعیت­مند تمام شاخص­های امروزین این مفهوم در اندیشه سیاسی غرب ترسیم شده است.