ناسازههای سیاستگذاری فرهنگی در ایران، پیشنهاد یک مدل مطالعاتی
نویسندگان
1 دانشیار گروه جامعه شناسی، دانشکده ادبیات وعلوم انسانی دانشگاه خوارزمی، تهران و کرج
2 دانشجوی دکترای سیاستگذاری فرهنگی دانشگاه خوارزمی (نویسنده مسئول)
doi
10.22083/jccs.2020.206939.2948چکیده
انواع مختلفی از ناسازگاریها در سیاستگذاری فرهنگی ایران وجود دارد. هدف این نوشتار تحلیل نقش ناسازههای شناختی در ایجاد ناهماهنگی میان محتوای سیاستهای فرهنگی با ارزشها و هنجارهای ذینفعان آن سیاست است. هدف این مقاله ارائه یک مدل پیشنهادی برای مطالعه و تحلیل این قبیل ناسازهها است. با بهرهگیری از روش تحلیل نظری و با تکیه بر رویکردهای شناختی در سیاستگذاری عمومی شامل «پارادایم سیاستگذاری»، «مرجعیت» و «چارچوب ائتلاف حامی» تلاش شده است تا یک چارچوب پیشنهادی برای مطالعه ناسازههای سیاست فرهنگی ارائه شود. به همین دلیل و بهطور خاص زمینههای اجتماعی شکلگیری ناسازهها در نظام قشربندی جامعه ردیابی شده است، زیرا نظام قشربندی بازنمای تنوعات فرهنگی و ذخائر شناختی متنوع است. تفاوت منابع شناختی و مرجعیتهای فکری سیاستگذاران و ذینفعان سیاستها که حاصل تعلق به قشرهای متفاوت است موجب جهتگیریهای فرهنگی ناسازگار میشود. همچنین نقش گروههای اقتصادی و سیاسی ذینفوذ، لابیگرها و گروههای مرجع نیز بارز است. این واسطهها برخی از مرجعیتها را برای سیاستگذاران برجسته کرده و با تأثیر بر سازمان و ائتلاف سیاستگذاران تلاش میکنند سیاستها را به سمت منافع خود، هدایت کنند.