شاهنامه در تاریخ وصّاف
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه قم
doi
10.22054/ltr.2017.7160چکیده
شاهنامة فردوسی یکی از برجستهترین شاهکارهای ادب فارسی است که نگاه سرایندگان و نویسندگان بسیاری را به سمت و سوی خود کشانده و آنان را از ظرفیّتهای بیشمار خود بهرهمند ساخته است. در کنار تقلیدهای نه چندان موفّق از این اثر، تضمین ابیات و بهرهگیری از حالوهوا و فضای حماسی آن در غالب آثار ادب فارسی به چشم میخورد. یکی از آثاری که شاهنامه در آن نمود بارزی دارد، تاریخ وصّاف است. وصّاف در عصری به شاهنامه روی آورده که جریان حماسهسرایی رو به افول است، امّا او با بهرهگیری از ابیات و ظرفیّتهای محتوایی، زبانی و بلاغی شاهنامه، بر ارزش و اعتبار اثر خود افزوده است و منبعی قابل اعتماد برای بررسی صحّت و سقم برخی از ابیات شاهنامه در اختیار پژوهندگان این شاهکار ادب فارسی قرار داده است. شاهنامهگرایی وصّاف پاسخ هوشمندانه به نیازهای روحی و روانی ایرانیانی است که طعم تلخ شکست از مغولان، آنان را در یأسی جانکاه فرو برده بود. از این رو، وصّاف با یادکرد شکوه ایرانیان در قالب اشعار ماندگار فردوسی، میکوشد روح امید در کالبد نیمهجان ایرانیان معاصر خود بدمد. این مقاله با روشی توصیفی، تحلیلی و تطبیقی، گونههای بهرهگیری وصّاف از ابیات شاهنامه و علل و عوامل آن را بر مبنای مجلّدات پنجگانة تاریخ وصّاف مورد نقد و بررسی قرار داده است.