مدیریت سیاسی فضا در عصر هخامنشی و تأثیر آن بر همگرایی و واگرایی اقوام ساکن قلمرو آنان

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه صنعتی مالک اشتر

2 استادیار گروه تاریخ، دانشگاه تهران

3 کارشناس‏ارشد تاریخ ایران باستان، دانشگاه تهران

doi
10.22059/jhgr.2020.280468.1007914
چکیده

مدیریت سیاسی فضا، با کارکرد و رویکرد سازمان‏دهی بهینۀ کشور،به­‏صورت بالقوه و بالفعل شالودةبرنامه‏ریزی‏ها در همۀ سطوح مدیریت سرزمین است. این نوع مدیریت مبتنی بر واقعیت‏های فضای جغرافیای سیاسی کشور موجب کاهش نابرابری‏های توزیع فضایی منابع محدود و افزایش پایدار و توسعه در کشور می‏شود. ایران،به‏‏رغم فرازوفرودهای طولانی تاریخی در سازمان‏دهی سیاسیِ فضا و تقسیمات کشوری،در برخی موارد دچار چالش‏هایی مانند رقابت‏های ناسالم در جذب منابع و منافع، خلأ‏های مربوط به ساختار دولتی مناسب، کارایی به‏نسبت ضعیف آمایش سرزمین و رقابت‏های قومی است. این امر، لزوم تحلیل جغرافیایی-تاریخی تقسیمات کشوری ایران در دوره‏های تاریخی و تأثیر آن در واگرایی و همگرایی اقوام را برای عصر کنونی محسوس می‏نماید. هدف از انجامپژوهش حاضر بررسی شیوة مدیریت سیاسی قلمرو هخامنشی، راهکارهای اعمال‏شده توسط آن‏ها،و میزان موفقیت این راهکارها در حفظ یکپارچگی دولت و قلمرو آنان است که، جدا از افزایش دانش تاریخی ما، با توجه به ترکیب جمعیتی و قومی ایران در عصر حاضر، از بُعد نظری و تجربی درخورتوجه است. داده‏های مورد نیاز پژوهش حاضر به شیوة کتابخانه‏ای گردآوری شده و پس از دسته‏بندی بررسی و تحلیل شده‏اند. نتایج پژوهش نشان می‏دهد که هخامنشیان،به‏منظور کنترل بهتر قلمرو خود، کشور را به واحدهای سیاسی کوچک‏ترتقسیم کرده بودند و شاخص اصلی در این تقسیم‏بندی، گزینش مدلی کارآمد برای ادارة کشوری با ویژگی‏های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، و سیاسی سرزمین‏ها و اقوام مختلف ساکن در قلمرو آنان بوده است که همگرایی حداکثری و واگرایی حداقلی از حکومت مرکزی را به دنبال داشته باشد.