تحلیل سیاست های فرهنگی خانواده در ایران پس از انقلاب
نویسندگان
1 استادیار جامعهشناسی، گروه علوم اجتماعی، دانشگاه یاسوج
doi
10.22083/jccs.2019.193233.2858چکیده
این مقاله به دنبال پاسخ به این پرسش است که سیاستگذاری فرهنگی در حوزه خانواده مبتنی بر چه اقتضائاتی بوده و این سیاستها تا چه حد به اهداف تعیین شده دست یافتهاند؟ برای این منظور با رویکرد کیفی و تحلیل اسناد مکتوب به ترسیم خانواده مطلوب سیاستگذاران فرهنگی پرداخته شده است. برای ارزیابی وضعیت موجود خانواده از نتایج گزارشهای رسمی، پژوهشهای علمی، واقعیتهای موجود و تجارب زیسته و ملموس استفاده شده است. بررسیها نشان میدهد خانواده مطلوب سیاستگذاران فرهنگی از نظر شکلی و محتوایی خانوادهای است که پاسخگوی نیازهایی چون رفع نیازهای مادی و غیرمادی، تربیت صحیح فرزندان، کانون روابط گرم و صمیمی، و مهمتر از همه بنیان اصلی تشکیلدهنده جامعه باشد. واقعیتهای موجود نشان میدهد خانوادۀ ایرانی نیز همچون جوامع دیگر، دچار تغییراتی شده و انتظارات سیاستگذاران فرهنگی را در تحقق شکل مطلوب آن برآورده نکرده است، بهگونهای که در شرایط کنونی، خانواده با چالشها و آسیبهای مختلفی مواجه است و با انتظارات سیاستهای فرهنگی فاصله دارد. در خانواده کنونی، مواردی نظیر افزایش طلاق، افزایش سن ازدواج، سست شدن پیوندهای زناشویی، شکاف بین نسلها، شیوع برخی آسیبها و انحرافها و نظایر آن وجود دارد که نشان دهنده این است که خانواده آنگونه که سیاستهای فرهنگی طراحی شده بودند، شکل نگرفته است. در تحلیل فاصله بین سیاستهای فرهنگی و وضعیت موجود میتوان گفت برخی سیاستها، به شرایط اجتماعی و فرهنگی جامعه ایران و تغییرات جهانی در حوزه فرهنگ و فناوری توجه زیادی نکردهاند. با وجود چنین تنوع و تغییراتی، به نظر میرسد بازاندیشی در برخی سیاستها ضروری به نظر میرسد.