حمایت حقوقی از آثار ادبی و هنری بر مبنای نقش آموزشی و اجتماعی آثار در متون حقوقی ایران
نویسندگان
1 استاد حقوق خصوصی دانشکده حقوق پردیس فارابی دانشگاه تهران، قم، ایران (نویسنده مسئول)
2 دانشجوی دوره دکترای حقوق خصوصی دانشکده حقوق پردیس فارابی دانشگاه تهران، قم، ایران
3 دانشیار حقوق خصوصی دانشکده حقوق پردیس فارابی دانشگاه تهران، قم، ایران
4 استادیار حقوق خصوصی دانشکده حقوق پردیس فارابی دانشگاه تهران، قم، ایران
doi
10.22083/jccs.2020.217740.3003چکیده
نقش آثار ادبی و هنری در توسعه و پیشرفت فرهنگی یک جامعه به حدی پررنگ است که بسیاری از جامعهشناسان، اساس تربیت را در هنر دانسته و بر نقش بنیادین آن در رشد و اعتلای جامعه تأکید کردهاند. تأثیر انکارناپذیر آثار ادبی و هنری به گونهای است که اگر این آثار در راستای اخلاق و آموزههای انسانی و دینی باشند، موجب اعتلای علمی و فرهنگی شده و حرکت بر خلاف مسیر، ثمرهای جز انحطاط و سقوط در پی نخواهد داشت. با توجه به این ضرورت که باید در این شرایط میان منافع جامعه برای دستیابی به آثار ادبی و هنری جدید و تعالیدهنده از یک سو و حمایت از پدیدآورندگان آثار هنری برای ایجاد آثار بدیع از سوی دیگر تعادلی برقرار شود، مقاله حاضر به دنبال آن است تا با بیان نقش آثار ادبی و هنری بر اجتماع مشخص سازد که آیا در قوانین ایران، در حمایت قانونی از این آثار محدودیتی وجود دارد یا مطلق آثار قابل حمایت هستند؟ و در صورتی که حکم به لزوم محدودیت داده شود، ملاک اعمال محدودیت چیست؟ حاصل مطالعه نشان میدهد که مطلق آثار ادبی و هنری در نظامهای حقوقی غایتگرا، اخلاقمحور و مبتنی بر کرامت انسانی، بر خلاف سیستمهای حقوقی سرمایهداری و مبتنی بر مادیگرایی و لذتگرایی، قابل حمایت قانونی نیستند و برای تعیین موارد قابل حمایت، باید از ملاک" مشروعیت" و "منفعت عقلایی مشروع" بهره برد.