تحلیل جامعه شناختی تمایلات باروری و تعلقات مذهبی در ایران

نویسندگان

1 دانشیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه مازندران، بابلسر و محقق افتخاری دانشگاه وایکاتو نیوزیلند و دانشگاه غرب سیدنی استرالیا

doi
10.22083/jccs.2020.174923.2753
چکیده

این مقاله، یکی از مهم‌ترین مباحث جمعیت­شناختی یعنی مناسبات بین تمایلات باروری و تعلقات مذهبی را بر پایه رویکردی جامعه‌شناختی کانون اصلی توجه قرار داده و تلاش کرده‌ایم شواهد پژوهشی برای شناخت بهتر برخی از مهم‌ترین الگوها و تعیین‌کننده‌های مرتبط با آن را ارائه نمائیم. آیا تمایلات باروری افراد تابعی از تعلقات مذهبی آنان است؟ شرایط و ویژگی‌های اقتصادی ـ اجتماعی گوناگون تا چه حد می‌توانند تأثیرات تعلقات مذهبی بر روی تمایلات باروری را تحت‌الشعاع قرار دهند؟ به عبارت دقیق‌تر، آیا تعلقات مذهبی نقش مهم‌تری در تمایلات باروری ایفاء می‏کنند یا ویژگی‌های اقتصادی ـ اجتماعی تأثیرات تعیین‌کننده‌تری در تمایلات باروری  دارند؟ درمجموع، نتایج این پژوهش را می‌توان به‌عنوان شواهد پژوهشی جدید در راستای تأیید نظریه جمعیت­شناسان برجسته‌ای همچون وستوف و جونز (1979) و کافمن و اسکایربک (2012) تلقی و تبیین کرد، بدین­معنا که در دوران معاصر هرچه جوامع بیشتر مدرن می‌شوند، تأثیر و نفوذ تعلقات مذهبی در تمایلات باروری به‌تدریج کمتر و ضعیف‌تر می‌شود. نتایج این تحقیق نشان داد اگرچه تفاوت‌هایی در تمایلات باروری گروه‌های مذهبی دیده می‌شود، اما ویژگی‌های اقتصادی ـ اجتماعی نیز صرف‌نظر از تعلقات مذهبی آنان، نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای در تمایلات باروری افراد ایفاء می‌کند. بر همین اساس، موفقیت پایدار و فراگیر برنامه‌ریزی‌ها و سیاستگذاری­های معطوف به خانواده و فرزندآوری، صرف‌نظر از تعلقات مذهبی آنان، نیازمند گسترش هرچه بیشتر سطح توسعه و بهبود شرایط اقتصادی -اجتماعی میان همه افراد در سطح کل جامعه است.