سیاست‌های گفتمانی پوشاک زنان در ایران در دورۀ پهلوی اول (آمرانه) و دوم (اشاعه‌گرایانه)

نویسندگان

1 دانشیار پژوهش هنر، پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات

doi
10.22083/jccs.2020.202198.2909
چکیده

این مقاله به واکاوی تطور سیاست‌های گفتمانی در دورۀ‌ پهلوی‌ها و نوع تأثیرگذاری آن‌ها بر پوشاک زنان ایران می‌پردازد و با رویکردی جامعه‌شناختی ویژگی‌های ظاهری و دلالت‌های معنایی پوشاک زنان تحت تأثیر عوامل فرهنگی ـ اجتماعی، پیامدهای کردارهای گفتمانی متفاوت دورۀ پهلوی‌ اول و دوم بر پوشاک زنان را مطالعه می‌کند. ضرورت این‌چنین مطالعاتی، ناظر بر اهمیت بازشناسی تبعات سیاست‌های آمرانه و اشاعه‌گرایانه در عرصه‌های فرهنگی است. رویکرد مطالعه، کیفی و توصیفی ـ تحلیلی است و از تحلیل گفتمان انتقادی برای تحلیل کردارهای گفتمان غالب در دوره‌های پهلوی اول و دوم استفاده شده است. هدف از این مطالعه، پاسخ به این سؤال است که دو رویکرد متفاوت در دورۀ پهلوی اول (آمرانه) و در دورۀ پهلوی دوم (اشاعه‌گرایانه) با پدیدۀ کشف حجاب، به چه نتایجی منجر شده است؟ نتایج نشان می‌دهد کردارهای متفاوت در گفتمان پهلوی در دو دوره، به‌رغم برخورداری از گفتمان واحد، پیامدهای مختلفی داشت و به‌دلیل تمرکز کردارهای گفتمانی در دورۀ پهلوی دوم بر اقتضائات اجتماعی و فرهنگی روز، نسبت به کردارهای گفتمانی پهلوی اول، بیشتر به اهداف خود نزدیک شد. همچنین درنتیجۀ هژمونیک شدن گفتمان پهلوی‌ها، نوعی «همگن‌سازی» نسبی پوشش زنان در ایران رخ داد که نتیجۀ یکی از کردارهای این گفتمان در دورۀ اول پهلوی‌ها بود.