تخمین موقعیت گسلها بر اساس پراکندگی درزهها با استفاده از ضریب ثابت فیشر (K)
نویسندگان
1 دانشکده مهندسی معدن و متالورژی، دانشگاه یزد، یزد، ایران
2 دانشکده مهندسی معدن و متالورژی، دانشگاه یزد، یزد، ایران
doi
10.22034/anm.2022.2654چکیده
در مدلسازی هندسی ناپیوستگیهای توده سنگ، سعی بر این است که ساختارهای اصلی زمینشناسی همچون گسلها، شناخته شده تا بهتبع آن بتوان مناطق همگن آماری با ویژگیهای تقریباً یکسان درزهداری را مشخص کرد. گسلها و بعضی دیگر از ساختارهای اصلی زمینشناسی غالباً بهصورت مرزهای طبیعی یک بلوک تکتونیکی عمل میکنند و بسته به مقیاس میتوانند مناطقی با ویژگیهای درزهداری مختلف را در کنار یکدیگر قرار دهند؛ بنابراین سیستم درزهها بهعنوان مجموعههای محدود به ساختارهای بزرگ تکتونیکی (گسلها، چینخوردگیها و ...)، بهترین شاخص تفکیک مناطق همگن است. پارامترهای هندسی متعددی از قبیل شیب، جهت شیب، فاصلهداری و گسترش درزهها برای تشخیص گسلها مؤثرند. ضریب ثابت تابع توزیع فیشر (K) بهعنوان ضریبی که شیب و جهت شیب ناپیوستگیها را نمایندگی میکند، نشان دهنده چگونگی توزیع و میزان پراکندگی درزهها است و بهعنوان پارامتر شاخص در خصوص رفتارشناسی هندسی ناپیوستگیها محسوب میشود. بر اساس شواهد، جهتداری سیستم درزهها در نزدیکی ساختارهای تکتونیکی بههمریخته و با فاصله گرفتن از آنها منظم میشود. این موضوع بهعنوان فرضیه این تحقیق در نظر گرفته شد و ضریب فیشر بهعنوان اصلیترین عامل تشخیص و تفکیک سیستم درزهها مورداستفاده قرار گرفت. بهمنظور صحت سنجی فرضیه مطرحشده، با استفاده از دادههای هندسی ناپیوستگیها، برداشتشده از چهار معدن سه چاهون، چغارت، فسفات اسفوردی و میدوک، توزیع ضریب K در این معدنها به دست آمد و خطوط هم ضریب فیشر رسم شدند. بدین ترتیب مناطق با تمرکز بالای ضریب K در هر معدن بهعنوان مرکز سیستم درزهها تعیین شد. با مقایسه بلوکهای تکتونیکی محصورشده بین گسلهای هر معدن و انطباق نسبی آن با مناطق تفکیکشده به روش پیشنهادی، کارایی این روش جهت تشخیص سیستم درزهها و تخمین موقعیت ساختارهای بزرگ تکتونیکی بهخوبی امکانپذیر شد.