عقدة برتری یا عقدة حقارت؟ واکاوی اشعار خاقانی بر اساس روانشناسی فردنگر
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه علاّمه طباطبائی، تهران
2 دانشآموختة کارشناسی ارشد ادبیّات تطبیقی دانشگاه علاّمه طباطبائی، تهران
3 دانشآموختة کارشناسیارشد روانشناسی شخصیّت دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران
doi
10.22054/ltr.2016.3941چکیده
پس از اینکه عبدالحسین زرّینکوب به موضوع عقدة حقارت خاقانی اشاره کرد، عدّهای با این دیدگاه، مخالف و برخی با آن موافق بودهاند. یکی از روانشناسانی که نگاهی علمی نسبت به عقدة حقارت داشته، آلفرد آدلر است. او در «روانشناسی فردنگر» خود با بررسی سبک زندگی، به تحلیل ویژگیهای روانی افراد میپرداخته است. در روانشناسی فردنگر معیار اصلی سنجش سلامت روانی افراد، علاقة اجتماعی است. تلاش برای برتری، دیگر ویژگی مهم روانشناسی فردنگر است. بر این اساس، افرادی که از سلامت روانی برخوردارند، برای موفّقیّتهای جمعی تلاش میکنند و افرادی که از سلامت روانی برخوردار نیستند، برای برتریهای شخصی. روانشناسی فردنگر بهترین دیدگاه برای تحلیل روانشناختی اشعار خاقانی و روشن شدن موضوع عقدة حقارت اوست. جمعآوری دادهها در این مقاله به شیوة کتابخانهای صورت گرفته است و در آن با روش پژوهش تحلیلیـ توصیفی به تحلیل روانشناختی مؤلّف (شاعر) پرداخته شده است. هرچند برخی از نشانههای عقدة حقارت در اشعار خاقانی وجود دارد، امّا این شواهد به اندازهای نیست که بتوان دربارة آن با قطعیّت سخن گفت و با توجّه به ضعف علاقة اجتماعی در برخی از اشعار خاقانی و علاقة فردی مبالغهآمیز او و نیز میل به برتریجویی شخصی وی، میتوان نتیجه گرفت که این شاعر برجسته تا اندازهای گرفتار عقدة برتری بوده است.