درآمدی بر نقشِ دولت در فرآیند مشارکت‌پذیری مردم

نویسندگان

1 استادیار گروه حقوق عمومی و بین الملل پردیسِ فارابیِ (پردیس قم ) دانشگاه تهران

2 دانشجوی دوره دکتری حقوق عمومی، دانشگاه آزاد اسلامی (واحد نجف آباد اصفهان)

doi
10.22099/jls.2014.1912
چکیده

انگارة مشارکت مردم در ادارة امور کشور، قدمتی به دیرینگی نخستین نمودهای زیستِ گروهی بشر دارد.صرف­ نظر از تبارشناسی ایدة مشارکت، برداشت خاص آن (مشارکت سیاسی)،محصول زایش فکر دموکراسی در دوران جدید و به رسمیت شناختن حق حاکمیت یکایک انسا­ن­ها در تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش است. امروزه این حقیقتِ تاریخی گویای آن است که شهروندان حق دارند آزادانه یا به واسطة میثاقی که با دولت دارند، در تصمیم­گیری­ها و مدیریت سیاسی جامعه­ مشارکت نمایند. اهمیت موضوع تا جایی است که اکثر نظام­های حاکمیتی برای پرهیز از بحران مشارکت، به بومی­سازی و سازمان­دهی حقوقی مشارکت در عرصة داخلی و بین­المللی روی آورده و دریافته­اند که هرچه به حضور مردم در تعیین سرنوشت خویش بها دهند، چهرة مطلوبی از خود ظاهر می­کنند و هرچه نسبت به پذیرش حق مشارکت مردم سخت­گیری و تحریم روا دارند، سیمایی مشارکت­ ناپذیر از خویش، به نمایش گذارده­اند. از این رو، اتخاذ رفتار مناسب دولت در قبال مشارکت شهروندان با باور به انتقال­ پذیری قدرت، می­تواند معیاری مهم در درجة مشروعیت دولت­ها تلقی شود. بر این اساس، دولت نقشی اثربخش در فرآیند مشارکت­پذیری مردم و ایجاد جامعة مشارکتی دارد که بر بنیاد هنجارینِ بند هشتم اصل سوم قانون اساسی، در ساحت­های فرهنگی، اقتصادی و سیاسی­- اجتماعی، بدان فعلیت می­بخشد.