طنز و هجو در تاریخ جهانگشای جوینی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه قم
2 دانشیار دانشگاه علاّمه طباطبائی(ره)، تهران
doi
چکیده
زبانِ طنز از قدرتی بس ژرف برخوردار است؛ قدرتی که در سایة آن گوینده میتواند بسیاری از معضلات را بازگو و در بهتر شدن اوضاع تلاش نماید. زمانی که جامعه به بلایا و آشفتگیهای فرهنگی و اخلاقی فراوانی دچار باشد، بر دامنة طنز، بهویژه هجو و هزل افزوده میشود. در این مقاله اثبات شد که عطاملک جوینی با طبعِ شوخ و انتقادی خود، همانند بسیاری از شوخطبعان و منتقدان تاریخ این سرزمین، از این ابزار شگفت و تأثیرگذار به صورت چشمگیر بهره برده است. جوینی بر بسیاری از اعمال، وقایع، افراد، عقاید و غیره نگاهی توأم با نقد و طنز انداخته است و از این طریق، توانسته چون مُصلحی اجتماعی و سیاسی، در بهتر شدن اوضاع و بیان معایب بکوشد. همچنین این پژوهش ثابت کرد که این نگاه منتقدانة او (طنز و هجو) تنها به مغولان اختصاص نیافته، بلکه رعیّت، زنان، شاهان و فرماندگان خوارزمشاهی، شیخالاسلام و بسیاری از صاحبنامان آن روزگار را نیز در بر میگیرد. با این حال، نباید توقّع داشت که نویسندهای توانا و ناقد، آن هم در دبار حاکمانی بهغایت خشن و بیمنطق، نقد و طنز را بهصراحت بازگوید و خود را در معرض خطر و تاریخ را از ثبت این وقایع تلخ محروم سازد. نقد و طنزهای جوینی بیشتر در لفّافۀ زبان پنهان است و پی بردن به این جنبه از نوشتار او، تأمّل ویژه میطلبد.