تأملی جامعهشناختی بر چرایی گذار از «حاکم شرع مقتدر» به «قاضی دیوانسالار» در ایران پس از انقلاب
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه فردوسی مشهد
2 دکتری حقوق جزا و جرمشناسی دانشگاه فردوسی مشهد
3 استادیار دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.22034/law.2021.42120.2731چکیده
در مطالعات مرسوم حقوق کیفری دگرگونیهایی که در قلمروی نمادها و مفاهیم مرتبط با مجازات به وقوع میپیوندد، اغلب نتیجه تحولات فنی- علمی و توسعه مطالعات جرم-شناختی-کیفرشناختی دانسته میشوند. این یک زاویهی نگاه در مورد تحولاتی است که نظام کیفری در گذر زمان به خود میبیند. اما، همچنان زوایای دیگری از تحلیل وجود دارند که در قالب نگرشی نظاموار بر پیوندهای عمیق میان خردهنظام کیفر و سایر پدیدارهای اجتماعی تأکید میکنند که در آن، پدیدار کیفر در چارچوب ساختار نظام اجتماعی و نیز به واسطهی پیوندهایش با خردهنظامهای دیگر شناخته میشود. بر این اساس، تحولاتی که در قلمروی خردهنظام کیفری رخ میدهد میتواند انعکاسی از تحولات صورتگرفته در بطن سایر خرده-نظامها باشد.با تکیه بر چارچوب ادراکی پیشگفته میتوان از چرایی یک دگرگونی قابل تأمل در قلمروی خردهنظام مجازات در ایران پس از انقلاب رمزگشایی کرد: جابهجایی «حاکم شرع مقتدر» با «قاضی محدود شده در قالب قواعد متعدد». این دگرگونی بزرگ در حوزه حقوق کیفری، بیانگر تحولاتی عمیقتر در ساختار نظام اجتماعی و به ویژه، ساختار قدرت در ایران پس از انقلاب است. پژوهش حاضر تلاش میکند تا با تکیه بر ملاحظات جامعهشناسی کیفر، چرایی این دگرگونی قابل تأمل را کالبدشکافی کند.کلیدواژهها: حاکم شرع مقتدر، قاضی دیوانسالار، نزاع گفتمانی قدرت، تحولات ساختاری قدرت، دیوانسالاری اداری.