کورسویی در هزارتوی رباعیّات خیّام گامی برای آمادهسازی رباعیّات خیّام برای تحلیلهای روانشناختی
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه کردستان
2 دانشیار دانشگاه علاّمه طباطبائی(ره)، تهران
doi
چکیده
رباعیّات خیّام از پرجاذبهترین آثار ادبی ایران و جهان و از ناشناختهترین آنهاست. در این مقاله، رباعیّات خیّام با هدف آمادهسازی برای تحلیلهای روانشناختی، از زاویة گسترة قابلیّت انتساب به شخص خیّام و از زاویة تفسیرپذیری مورد بررسی قرار گرفت. برای این منظور، 20 رباعی از مجموعة رباعیهای منسوب به خیّام که بیشترین اجماع را دارند، بررسی و تحلیل روانشناختی شدند. نخست وضعیّت استثنایی رباعیّات خیّام در گسترة ادبیّات فارسی مطرح گردید. سپس مهمترین نکات مورد اختلاف در باب آن ارائه شد. باورهای مذهبی، لاادری بودن، پوچنگری و لذّتجویی، چهار مورد از این مجموعه هستند. در این میان، نگاه خاصّ خیّام به «مرگ» و «مَی» بررسی شد و در نهایت، گسترة تفسیرپذیری رباعیّات و چند رباعی محوری از آن میان بررسی شد. سه الگوی تفسیری برای تحلیلهای مختلف، از جمله تحلیل روانشناختی ارائه گردید. این الگوها که بیان مستقیم، هدفمند و تلویحی نام گرفتند، رباعیّات خیّام را پذیرای تحلیلهای روانشناختی مختلف میکنند. بخشی از سردرگمی نویسندگان مختلف در باب آثار خیّام، ناشی از تلاش آنها برای قرار دادن این آثار در چهارچوب خاصّی است که عموماً تناسب کافی با آن ندارند. ارائة الگوهای تفسیری مختلف، راهی برای کاهش سوگیریهای گمراهکننده و نزدیک شدن به واقعیّتهای شخصیّت و آثار خیّام است.