نقش سرمایه فکری در پیش‌بینی بحران مالی

نویسندگان

1 استاد بخش حسابداری،دکتری حسابداری،دانشگاه شیراز

2 دکتری بخش حسابداری،دانشگاه شیراز

doi
10.22099/jaa.2018.29323.1706
چکیده

چکیده با توجه به افزایش اهمیت دارایی‌های نامشهود در اقتصاد دانش‌محور، هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی نقش سرمایة فکری و اجزای آن (کارایی سرمایه به‌کار گرفته‌شده، کارایی سرمایة انسانی و کارایی سرمایة ساختاری) به‌عنوان معیارهای دارایی‌های نامشهود در پیش‌بینی بحران مالی است. در این راستا، با استفاده از داده‌های نمونه‌ای شامل 200 سال-شرکت بحران‌زده و 200 سال- شرکت سالم پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1394-1385 توان الگوهای مبتنی بر نسبت‌های مالی و مبتنی بر نسبت‌های مالی و سرمایة فکری برای پیش‌بینی بحران مالی با استفاده از آزمون من‌ویتنی مقایسه شده‌اند. یافته‌های پژوهش نشان داد دقت الگوهای پیش‌بینی با حضور کارایی سرمایة به‌کار گرفته‌شده تفاوت معنی‌داری با دقت الگوهای مبتنی بر نسبت‌های مالی ندارد. با وجود این، دقت الگوهای پیش‌بینی با حضور ضریب ارزش افزودة فکری، کارایی سرمایة انسانی و کارایی سرمایة ساختاری به‌طور معنی‌داری بیشتر از الگوهای مبتنی بر نسبت‌های مالی در روش‌های طبقه‌بندی‌کنندة تجمیعی بوستینگ و بگینگ است. به‌بیان دیگر، افزودن سرمایة فکری، سرمایة انسانی و سرمایة ساختاری به الگوهای پیش‌بینی بحران مالی، دقت آن‌ها را افزایش می‌دهد؛ همچنین یافته‌های فرعی پژوهش حاکی است هرچه فاصلة دورة زمانی پیش‌بینی با وقوع بحران مالی بیشتر باشد، افزودن معیارهای دارایی‌های نامشهود (سرمایة فکری، سرمایة انسانی و سرمایة ساختاری) دقت الگوهای پیش‌بینی را بیشتر افزایش می‌دهد.