نظریه‌ تعامل‌گرایی و تحلیل انتقادی آن

نویسندگان

1 استادیار حقوق جزا و جرمشناسی دانشگاه شهید بهشتی

2 کارشناس ارشد حقوق جزا و جرمشناسی دانشگاه شهیدبهشتی،

doi
10.22099/jls.2013.1807
چکیده

در دهه‌‌1950و به ویژه اوایل دهه‌‌1960، با پیوستن اندیشه‌ انتقادی مکتب جرم‌شناسی واکنش اجتماعی، به تمرکز ویژه‌‌ رویکرد تعامل نمادین بر نقش ارزیابی‌های دیگران در تشکیل و تغییر هویت و اعمال شخص، نظریه‌ای متفاوت، به نام نظریه‌ تعامل‌گرایی یا برچسب‌زنی، در انتقاد به جرم‌شناسی کلاسیک، شکل گرفت و به یاری شرایط مستعد حاکم بر آن دوران، در آمریکای شمالی بروز یافت. این نظریه، مفاهیم انحراف و منحرف را به صورت ذهنی و نه عینی تعریف کرد. در علت‌شناسی جرم هم، واکنش‌های اجتماعی رسمی و غیررسمی را از طریق برچسب‌زنی، تحقیر و طرد فرد، موجد جرم و به خصوص، موجب تکرار جرم و پیدایش هویت و حرفه‌ مجرمانه در شخص قلمداد نمود. به همین سبب نیز، خواستار کاهش چنین واکنش‌هایی در قبال جرم، به ویژه در قالب تحدید دامنه‌ مداخله نظام عدالت کیفری گشت و بدین ترتیب، دریچه‌ای نو را در جرم‌شناسی و سیاست جنایی گشود. با این وجود، انتقاداتی هم به این نظریه وارد شده که ضرورت بازنگری، تعدیل و اصلاح آن را آشکار می‌سازد. بدین‌سان، با عنایت به انتقادات ناظر به مفاهیم بنیادی نظریه، یعنی انحراف، برچسب‌زنی و پایگاه منحرفانه، قابلیت هدایت این نظریه به مسیری معتدل‌تر و بهره‌گیری شایسته از آن در چارچوب یک سیاست جنایی کارآمد و انسانی، با هدف نیل به مدیریت بهینه‌ جرم، بیش از پیش رخ می‌نماید