تحلیل سیاسی زبان بدن در تاریخ بیهقی
نویسندگان
1 دانشآموختة کارشناسی ارشد زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه مازندران؛ بابلسر
2 دانشیار دانشگاه مازندران؛ بابلسر
doi
چکیده
زبان بدن به معنای عبور از کلام و ایجاد ارتباط از طریق عناصر غیرکلامی یا زبان خاموش است. این زبان مجموعة وسیعی از رفتارها و پدیدههای اشاری و حرکتی را شامل میگردد و در سیاست، به طور مستقیم یا غیرمستقیم کاربرد دارد. یک سیاستمدار میتواند نقش و نیّت واقعی خود را در پسِ واژهها و جملهها پنهان کند، امّا قادر به نهان داشتن زبان بدن نیست. از این رو، با تحلیل حرکات و اشارات بدنی سیاستمداران میتوان به مکنونات ذهنی، فکری و اهداف سیاسی آنها پی برد. مصادیق زبان بدن را به عنوان یکی از ابزارهای ارتباط غیرکلامی در تاریخ بیهقی میتوان به چهار دسته تقسیم کرد: 1) حرکات و حالات چهره. 2) اشارات و حالات سر و تن. 3) حرکات و اشارات دست. 4) سایر رفتارهای حرکتی. حالات چهره، نمودار مهارت یک سیاستمدار در مقولههایی نظیر خویشتنداری، تمایل به ایجاد ارتباط و بیاعتنایی است و بر مفاهیمی چون تأیید، تکذیب، تأسّف، تمسخر و ظاهرسازی دلالت مینماید، همانگونه که حرکات دست میتواند دالّ بر احترام، پیمان، وفاداری یا قتل و دستگیری باشد. نکتة مهم اینکه بسیاری از موضوعاتی را که امکان طرح آنها در ارتباط کلامی وجود ندارد، یا به مصلحت نیست، میتوان با زبان بدن مطرح کرد. باری، زبان بدن را باید یکی از انواع فرازبان دانست که اگرچه پیامش به نافذترین شکل انتقال مییابد، امّا هیچ گونه ردّ و نشان قابل استنادی به جا نمیگذارد و به همین دلیل، در حوزة سیاست بسیاری از ناگفتنیها را با زبان بدن میگویند.