ارزیابی عوامل مؤثر بر ضریب مکانی اشتغال زنان کشاورز روستایی ایران با استفاده از رویکرد ESDA
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامهریزی روستایی، دانشکدة جغرافیا، دانشگاه تهران
3 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامهریزی روستایی، دانشکدة جغرافیا، دانشگاه تهران
4 کارشن اسارشد جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل
doi
10.22059/jhgr.2020.281866.1007936چکیده
ازآنجاکه زنان نیمی از جمعیت روستایی کشور را تشکیل میدهند،میتوان با شناسایی عوامل مؤثر بر اشتغال با توجه به مقتضیات محلی- منطقهای و درنهایت درگیرکردن پیش از پیش آنها توسعۀ اقتصادی- اجتماعی کشور را تسریع کرد. بر این اساس، در این پژوهش سعی شد با استفاده از رویکردهای تحلیل اکتشافی دادههای فضایی به تحلیل الگوی توزیع فضایی ضریب مکانی اشتغال (LQ) زنان روستایی کشاورز ایران پرداخته شود. دادههای پژوهش از سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1390 استخراجشده است. برای تجزیهوتحلیل دادهها از آمارههای محلی بهعنوان رویکردی از ESDA استفاده شد. یافتههای شاخص موران نشان داد توزیع فضایی ضریب مکانی اشتغال (LQ) زنان روستایی کشاورز کشور بهصورت اتفاقی یا پراکنده نبوده، بلکه بهصورت خوشهای توزیعشده است. توزیع فضایی ضریب اقتصاد پایه و ارتباط فضایی آن با شاخص نرخ بیکاری نشان میدهد که شهرستانهای جنوب شرقی و غربی و غرب کشور مناطق دارای نرخ بیکاری بالا و ضریب مکانی اشتغال بالا میباشند. در مرکز و برخی از شهرستانهای شمال غرب و شمالی کشور از الگوی تأثیر ارزشهای خوشهای مشابه پایین به پایین احاطهشده است. همچنین، ارتباط فضایی نرخ باسوادی نیز نشان میدهد که بخش اعظم آن در شهرستانهای جنوب شرقی و نسبتاً در غرب ایران از الگوی ناخوشهای پایین به بالا فراگرفتهاند. ارتباط فضایی ضریب اقتصاد پایه با نرخ روستانشینی نیز حاکی از آن است که مناطق روستایی کشور از یک الگوی خاص پیروی نمیکنند، بلکه هر منطقه با توجه به مقتضیات محلی-منطقهای الگوی خاصی از ارتباطات را پذیرا هستند.