رهیافتی بر ساختار حقوقی ـ سیاسی دولت مدرن در کشورهای اسلامی

doi
10.30497/law.2018.2303
چکیده

دو مؤلفه اساسی در شناخت نظام حقوق اساسی و ساختار دولت در جوامع اسلامی معاصر، عبارت‌اند از مفهوم مدرنیته و ساختار حقوقی ـ سیاسی برخاسته از آن از یک‌سو، و ساختارهای حقوقی ـ سیاسی مبتنی بر اندیشه اسلامی از سوی دیگر. بررسی نحوه تعامل و تقابل این دو مؤلفه در شکل‌گیری دولت‌های اسلامی معاصر، مسئله محوری این پژوهش را تشکیل می‌دهد. با پذیرش اصل جامعیت اجتماعی و سیاسی اسلام و در نظر گرفتن تأثیر اجتناب‌ناپذیر مقتضیات دولت مدرن، این مطالعه با رهیافت تاریخی و نظری، واکنش‌های جوامع اسلامی نسبت به این دو مؤلفه را در قالب سه گفتمان بنیادگرا (اعم از غرب‌گرا و سلفی) و اصلاح‌گرا مورد تحلیل قرار می‌دهد. فهم دقیق این رویکردها، می‌تواند زمینه‌ساز بازسازی ساختار مطلوب حقوقی و سیاسی دولت در کشورهای اسلامی باشد؛ ساختاری که ضمن انطباق با الزامات زندگی مدرن، تحقق ایده «امت اسلامی» را نیز مدنظر قرار دهد. هدف اصلی این مقاله، کشف، اثبات و تحلیل این فرضیه است که تعامل سنجیده و عقلانی میان آموزه‌های اسلامی و اقتضائات مدرنیته، شرط لازم برای دستیابی به الگوی بومی و کارآمد دولت در جهان اسلام به‌شمار می‌آید.