از شناسایی «منع تجسس» به‌مثابه «قاعده‌ای فقهی» تا انعکاس آثار آن در نظام دادرسی کیفری ایران

doi
10.30497/law.2018.2306
چکیده

منع ‌تجسس به‌عنوان یکی از راهکارهای اسلام در زمینه پیشگیری از نقض حریم خصوصی افراد است که در آیات و روایات مورد تأکید قرار گرفته است. حرمت تجسس به صورت مطلق مورد پذیرش معصومین (ع) قرار نگرفته است و قلمرو و محدوده این تحریم اسرار شخصی و خانوادگی که با مصالح عمومی جامعه هیچ‌گونه ارتباطی ندارد، است؛ اما با این حال قاعده نخستین در این زمینه حرمت و عدم تجاوز به حریم خصوصی اشخاص است. علی‌رغم وجود روایات و مباحثی فراوانی که در خصوص حرمت و استثنائات تجسس وجود دارد، اما موضوع مهم منع‌تجسس به‌مثابه قاعده فقهی در منابع فقهی و اقوال فقها مورد غفلت قرار گرفته است، در حالی که بحث از امکان تسری شرایط و ضوابط قاعده فقهی در باب منع‌تجسس، امری است ممکن و لذا اهمیت، قلمرو و آثار منع تجسس، زمینه را برای قاعده‌سازی آن فراهم می‌کند. شناسایی منع تجسس به‌مثابه قاعده فقهی می‌تواند دارای آثاری بسیار مهم، در بعد اجتماعی و هم در بعد حقوقی گردد. این امر به ویژه با تشکیل نظام جمهوری اسلامی و پدیده نظام‌سازی اهمیتی مضاعف می‌یابد. بنابراین در نوشتار کنونی‌، با روشی تحلیلی و توصیفی، قابلیت تبدیل منع‌تجسس به عنوان قاعده‌ای فقهی مورد بررسی قرار ‌می‌گیرد. از سوی دیگر، آثار و تبعات آن در نظام دادرسی کیفری ایران مورد توجه قرار می‌گیرد.